→ سهراب سپهریسهراب سپهری
سهراب سپهری
حجم سبز
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
آبآب را گل نکنیم:←آفتابیصدای آب می آید ، مگر در نهر تنهایی چه می شویند؟←از روی پلک شبشب سرشاری بود.←از سبز به سبزمن در این تاریکی←به باغ همسفرانصدا کن مرا.←تا نبض خیس صبحآه، در ایثار سطح ها چه شکوهی است !←تپش سایه دوستتا سواد قریه راهی بود.←جنبش واژه زیستپشت کاجستان ، برف.←در گلستانهدشتهایی چه فراخ!←دوستبزرگ بود←روشنی، من، گل، آبابری نیست .←ساده رنگآسمان، آبیتر،←سوره تماشابه تماشا سوگند←شب تنهایی خوبگوش کن ، دورترین مرغ جهان می خواند.←نشانیخانه دوست کجاست؟ در فلق بود که پرسید سوار.←صدای دیداربا سبد رفتم به میدان، صبحگاهی بود.←غربتماه بالای سر آبادی است ،←ندای آغازکفشهایم کو،←همیشهعصر←و پیامی در راهروزی←واحهٔی در لحظهبه سراغ من اگر میآیید،←ورق روشن وقتاز هجوم روشنایی شیشه های در تکان می خورد.←پرهای زمزمهمانده تا برف زمین آب شود.←پشت دریاهاقایقی خواهم ساخت،←پیغام ماهیهارفته بودم سر حوض←