→ فروغ فرخزادفروغ فرخزاد
فروغ فرخزاد
تولدی دیگر
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
آن روزهاآن روزها رفتند←گذرانتا به کی باید رفت←آفتاب می شودنگاه کن که غم درون دیده ام←روی ِ خاکهرگز آرزو نکرده ام←شعر ِ سفرهمه شب با دلم کسی می گفت←باد ما را خواهد برددر شب کوچک من ، افسوس←غزلچون سنگها صدای مرا گوش می کنی←در آبهای سبز ِ تابستانتنها تر از یک برگ←میان ِ تاریکیمیان تاریکی←بر او ببخشاییدبر او ببخشایید←دریافتدر حباب کوچک←وصلآن تیره مردمکها ، آه←عاشقانهای شب از رویای تو رنگین شده←پرسشسلام ماهی ها ... سلام ماهی ها←جمعهجمعهٔ ساکت←عروسک کوکیبیش از اینها ، آه ، آری←تنهایی ِ ماهدر تمام طول تاریکی←معشوق ِ منمعشوق من←در غروبی ابدی- روز یا شب ؟←مردابشب سیاهی کرد و بیماری گرفت←آیه های زمینیآن گاه←هدیهمن از نهایت شب حرف می زنم←دیدار در شبو چهرهٔ شگفت←وهم ِ سبزتمام روز در آیینه گریه می کردم←فتح ِ باغآن کلاغی که پرید←به علی گفت مادرش روزی ...علی کوچیکه←پرنده فقط یک پرنده بودپرنده گفت : ( چه بویی ، چه آفتابی ، آه←ای مرز ِ پرگهر ...فاتح شدم←به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه آفتاب سلامی دوباره خواهم داد←من از تو می مُردممن از تو می مردم←تولدی دیگرهمهٔ هستی من آیهٔ تاریکیست←