→ دیوان شمسمولانا
مولانا
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
رباعی شمارهٔ ۵۶۱ای لشکر عشق اگرچه بس جبارید←رباعی شمارهٔ ۵۶۲ای مرغ عجب که صید تو شیرانند←رباعی شمارهٔ ۵۶۳این پردهٔ دل دگر مکن تا نرود←رباعی شمارهٔ ۵۶۴این تنهائی هزار جان بیش ارزد←رباعی شمارهٔ ۵۶۵ای نرم دلانیکه وفا میکارید←رباعی شمارهٔ ۵۶۶این سر که در این سینهٔ ما میگردد←رباعی شمارهٔ ۵۶۷این صورت آدمی که درهم بستند←رباعی شمارهٔ ۵۶۸این طرفه که یار در دل من گنجد←رباعی شمارهٔ ۵۶۹این عشق به جانب دلیران گردد←رباعی شمارهٔ ۵۷۰این مست به بادهای دگر میگردد←رباعی شمارهٔ ۵۷۱این واقعه را سخت بگیری شاید←رباعی شمارهٔ ۵۷۲بار دگر این خسته جگر باز آمد←رباعی شمارهٔ ۵۷۳با روی تو هیچکس ز باغ اندیشد←رباعی شمارهٔ ۵۷۴با سود وصال تو زیانت نرسد←رباعی شمارهٔ ۵۷۵با هرکه دمی عشق تو آمیخته شد←رباعی شمارهٔ ۵۷۶بخشای بر آن بنده که خوابش نبود←رباعی شمارهٔ ۵۷۷بر بنده بخند تا ثوابت باشد←رباعی شمارهٔ ۵۷۸بر خاک نظر کند چو بر ما گذرد←رباعی شمارهٔ ۵۷۹پرسیدم از آن کسی که برهان داند←رباعی شمارهٔ ۵۸۰پرسید مهم که چشم تو مه را دید←رباعی شمارهٔ ۵۸۱برقی که ز میغ آن جهان روی نمود←رباعی شمارهٔ ۵۸۲بر گور من آن کو گذرد مست شود←رباعی شمارهٔ ۵۸۳بر یار نظر کنم خجل میگردد←رباعی شمارهٔ ۵۸۴بس درمانها کان مدد درد شود←رباعی شمارهٔ ۵۸۵بسیار تو را خستهروان باید شد←رباعی شمارهٔ ۵۸۶بشنو اگرت تاب شنیدن باشد←رباعی شمارهٔ ۵۸۷بعضی به صفات حیدر کرارند←رباعی شمارهٔ ۵۸۸بویت آمد، گریز را روی نماند←رباعی شمارهٔ ۵۸۹بوی دم مقبلان چو گل خوش باشد←رباعی شمارهٔ ۵۹۰بیبحر صفا گوهر ما سنگ آمد←رباعی شمارهٔ ۵۹۱بیتو جانا قرار نتوانم کرد←رباعی شمارهٔ ۵۹۲بیت و غزل و شعر مرا آب ببرد←رباعی شمارهٔ ۵۹۳بیدار شو ای دل که جهان میگذرد←رباعی شمارهٔ ۵۹۴پیران خرابات غمت بسیارند←رباعی شمارهٔ ۵۹۵بیزارم از آن آب که آتش نشود←رباعی شمارهٔ ۵۹۶بیزارم از آن لعل که پیروزه بود←رباعی شمارهٔ ۵۹۷بیعشق نشاط و طرب افزون نشود←رباعی شمارهٔ ۵۹۸بیمارم و غم در امتحانم دارد←رباعی شمارهٔ ۵۹۹بیمن به زبان من سخن میآید←رباعی شمارهٔ ۶۰۰پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد←