شعر را زندگی کن
مولانا

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

رباعی شمارهٔ ۷۶۱عشق آن باشد که خلق را دارد شاد←رباعی شمارهٔ ۷۶۲عشق آن خوشتر کز او بلاها خیزد←رباعی شمارهٔ ۷۶۳عشق از ازلست و تا ابد خواهد بود←رباعی شمارهٔ ۷۶۴عشق تو بهر صومعه مستی دارد←رباعی شمارهٔ ۷۶۵عشق خوش تو چو قصد خونریز کند←رباعی شمارهٔ ۷۶۶عشق تو سلامت ز جهان می‌ببرد←رباعی شمارهٔ ۷۶۷عشقی آمد که عشقها سودا شد←رباعی شمارهٔ ۷۶۸عقل و دل من چه عیشها میداند←رباعی شمارهٔ ۷۶۹علم فقها ز شرع و سنت باشد←رباعی شمارهٔ ۷۷۰عید آمده کز تو عید عیدانه برد←رباعی شمارهٔ ۷۷۱غم را بر او گزیده میباید کرد←رباعی شمارهٔ ۷۷۲غم کیست که گرد دل مردان گردد←رباعی شمارهٔ ۷۷۳فردا که به محشر اندر آید زن و مرد←رباعی شمارهٔ ۷۷۴قاصد پی اینکه بنده خندان نشود←رباعی شمارهٔ ۷۷۵قد الفم ز مشق چون جیم افتاد←رباعی شمارهٔ ۷۷۶قومی به خرابات تو اندر بندند←رباعی شمارهٔ ۷۷۷کاری ز درون جان میباید←رباعی شمارهٔ ۷۷۸کامل صفتی راه فنا می‌پیمود←رباعی شمارهٔ ۷۷۹گر با دل و دنده هیچ کارم افتد←رباعی شمارهٔ ۷۸۰گر چرخ ترا خدمت پیوست کند←رباعی شمارهٔ ۷۸۱گر خواب ترا خواجه گرفتار کند←رباعی شمارهٔ ۷۸۲گر در طلبی ز چشمه در بر ناید←رباعی شمارهٔ ۷۸۳گر دریا را همه نهنگان گیرند←رباعی شمارهٔ ۷۸۴گر صبر کنم جامعهٔ جان میسوزد←رباعی شمارهٔ ۷۸۵گر صبر کنم دل از غمت تنگ آید←رباعی شمارهٔ ۷۸۶اگر عاشق را فنا و مردن باشد←رباعی شمارهٔ ۷۸۷گر ما نه همه تنور سوزان باشد←رباعی شمارهٔ ۷۸۸گر مرده شود تن بر خود جاش کنند←رباعی شمارهٔ ۷۸۹گر نگریزی ز ما بنازی چه شود←رباعی شمارهٔ ۷۹۰گر هر دو جهان ز خار غم پر باشد←رباعی شمارهٔ ۷۹۱کس از خم چوگان تو گوئی نبرد←رباعی شمارهٔ ۷۹۲کس واقف آن حضرت شاهانه نشد←رباعی شمارهٔ ۷۹۳کشتی چو به دریای روان می‌گذرد←رباعی شمارهٔ ۷۹۴گفتم بیتی نگار از من رنجید←رباعی شمارهٔ ۷۹۵گفتم جانی به ترک جان نتوان کرد←رباعی شمارهٔ ۷۹۶گفتم که به من رسید دردت بمزید←رباعی شمارهٔ ۷۹۷گفتم که ز خردی دل من نیست پدید←رباعی شمارهٔ ۷۹۸گفتی که بگو زبان چه محرم باشد←رباعی شمارهٔ ۷۹۹کو پای که او باغ و چمن را شاید←رباعی شمارهٔ ۸۰۰گوید چونی خوشی و در خنده شود←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth