→ اقبال لاهوریاقبال لاهوری
اقبال لاهوری
ارمغان حجاز
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
بخش ۱ - دل ما بیدلان بردند و رفتنددل ما، بیدلان بردند و رفتند ←بخش ۲ - سخنها رفت از بود و نبودمسخنها رفت از بود و نبودم←بخش ۳ - دل من، در گشاد چون و چند استدلِ من، در گُشادِ چون و چند است←بخش ۴ - چه شور است این که در آب و گل افتادچه شور است این که در آب و گِل افتاد؟←بخش ۵ - جهان از خود برونآوردهٔ کیست؟جهان از خود برون آوردهٔ کیست؟←بخش ۶ - دل بیقید من در پیچ و تابیستدلِ بیقیدِ من، در پیچ و تابیست←بخش ۷ - صبنت الکاس عنا ام عمروصبنت الکاس عنا ام عمرو←بخش ۸ - به خود پیچیدگان در دل اسیرندبه خود پیچیدگان در دل اسیرند←بخش ۹ - روم راهی که او را منزلی نیسترَوَم راهی که او را مَنْزِلی نیست←بخش ۱۰ - می من از تنکجامان نگه دارمیِ من از تُنُکجامان نگه دار←بخش ۱۱ - تو را این کشمکش اندر طلب نیستتو را این کشمکش اندر طلب نیست←بخش ۱۲ - ز من هنگامهای وه این جهان راز من هنگامهای وه این جهان را←بخش ۱۳ - جهانی تیرهتر با آفتابیجهانی تیرهتر با آفتابی←بخش ۱۴ - غلامم جز رضای تو نجویمغلامم، جز رضای تو نجویم←بخش ۱۵ - دلی در سینه دارم بیسروریدلی در سینه دارم بیسروری←بخش ۱۶ - چه گویم قصهٔ دین و وطن راچه گویم قصهٔ دین و وطن را←بخش ۱۷ - مسلمانی که در بند فرنگ استمسلمانی که در بندِ فرنگ است←بخش ۱۸ - نخواهم این جهان و آن جهان رانخواهم این جهان و آن جهان را←بخش ۱۹ - چه میخواهی از این مرد تنآسایچه میخواهی از این مرد تنآسای؟←بخش ۲۰ - به آن قوم از تو میخواهم گشادیبه آن قوم از تو میخواهم گشادی ←بخش ۲۱ - نگاه تو عتابآلود تا چند؟نگاهِ تو، عتابآلود تا چند؟←بخش ۲۲ - سرود رفته باز آید که ناید؟سرود رفته باز آید که ناید؟←بخش ۲۳ - اگر میآید آن دانای رازیاگر میآید آن دانای رازی ←بخش ۲۴ - متاع من، دل دردآشنای استمتاعِ من، دلِ دردآشنای است←بخش ۲۵ - دل از دست کسی بردن ندانددل از دست کسی بردن نداند←بخش ۲۶ - دل ما از کنار ما رمیدهدلِ ما از کنارِ ما رمیده←بخش ۲۷ - نداند جبرئیل این های و هو رانداند جبرئیل این های و هو را ←بخش ۲۸ - شب این انجمن آراستم منشبِ این انجمن آراستم من←بخش ۲۹ - چنین دور آسمان کم دیده باشدچنین دور آسمان کم دیده باشد ←بخش ۳۰ - عطا کن شور رومی، سوز خسروعطا کن شورِ رومی، سوزِ خسرو←بخش ۳۱ - مسلمان، فاقه مست و ژندهپوش استمسلمان، فاقه مست و ژندهپوش است←بخش ۳۲ - دگر ملت که کاری پیش گیرددگر ملت که کاری پیش گیرد←بخش ۳۳ - دگر قومی که ذکر لاالهشدگر قومی که ذکر لاالهش←بخش ۳۴ - جهان تست در دست خسی چندجهان تست در دست خسی چند←بخش ۳۵ - مریدی فاقه مستی گفت با شیخمریدی فاقه مستی گفت با شیخ←بخش ۳۶ - دگرگون کشور هندوستان استدگرگون کشور هندوستان است←بخش ۳۷ - ز محکومی مسلمان خودفروش استز محکومی مسلمان خودفروش است←بخش ۳۸ - یکی اندازه کن سود و زیان رایکی اندازه کن سود و زیان را←بخش ۳۹ - تو میدانی حیات جاودان چیست؟تو میدانی حیاتِ جاودان چیست؟←بخش ۴۰ - به پایان چون رسد این عالم پیربه پایان چون رسد این عالَمِ پیر←
۱ از ۱۰صفحهٔ بعد ←