→ اقبال لاهوریاقبال لاهوری
اقبال لاهوری
ارمغان حجاز
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
بخش ۸۱ - مسلمان شرمسار از بی کلاهی استمسلمان شرمسار از بی کلاهی است←بخش ۸۲ - مپرس از من که احوالش چسان استمپرس از من که احوالش چسان است←بخش ۸۳ - به چشمش وانمودم زندگی رابه چشمش وانمودم زندگی را←بخش ۸۴ - مسلمان گرچه بی خیل و سپاهی استمسلمان گرچه بی خیل و سپاهی است←بخش ۸۵ - متاع شیخ اساطیر کهن بودمتاع شیخ اساطیر کهن بود←بخش ۸۶ - دگرگون کرد لادینی جهان رادگرگون کرد لادینی جهان را←بخش ۸۷ - حرم از دیر گیرد رنگ و بوئیحرم از دیر گیرد رنگ و بوئی←بخش ۸۸ - فقیران تا به مسجد صف کشیدندفقیران تا به مسجد صف کشیدند←بخش ۸۹ - مسلمانان به خویشان در ستیزندمسلمانان به خویشان در ستیزند←بخش ۹۰ - جبین را پیش غیر الله سودیمجبین را پیش غیر الله سودیم←بخش ۹۱ - بدست می کشان خالی ایاغ استبدست می کشان خالی ایاغ است←بخش ۹۲ - سبوی خانقاهان خالی از میسبوی خانقاهان خالی از می←بخش ۹۳ - مسلمانم غریب هر دیارممسلمانم غریب هر دیارم←بخش ۹۴ - به آن بالی که بخشیدی ، پریدمبه آن بالی که بخشیدی ، پریدم←بخش ۹۵ - شبی پیش خدا بگریستم زارشبی پیش خدا بگریستم زار←بخش ۹۶ - نگویم از فرو فالی که بگذشتنگویم از فرو فالی که بگذشت←بخش ۹۷ - نگهبان حرم معمار دیر استنگهبان حرم معمار دیر است←بخش ۹۸ - ز سوز این فقیر ره نشینیز سوز این فقیر ره نشینی←بخش ۹۹ - گهی افتم گهی مستانه خیزمگهی افتم گهی مستانه خیزم←بخش ۱۰۰ - مرا تنهائی و آه و فغان بهمرا تنهائی و آه و فغان به←بخش ۱۰۱ - پریدم در فضای دلپذیرشپریدم در فضای دلپذیرش←بخش ۱۰۲ - به آن رازی که گفتم پی نبردندبه آن رازی که گفتم پی نبردند←بخش ۱۰۳ - نه شعر است اینکه بر وی دل نهادمنه شعر است اینکه بر وی دل نهادم←بخش ۱۰۴ - تو گفتی از حیات جاودان گویتو گفتی از حیات جاودان گوی←بخش ۱۰۵ - رخم از درد پنهان زعفرانیرخم از درد پنهان زعفرانی←بخش ۱۰۶ - زبان ما غریبان از نگاهیستزبان ما غریبان از نگاهیست←بخش ۱۰۷ - خودی دادم ز خود نامحرمی راخودی دادم ز خود نامحرمی را←بخش ۱۰۸ - درون ما بجز دود نفس نیستدرون ما به جز دود نفس نیست←بخش ۱۰۹ - غریبی دردمندی نی نوازیغریبی دردمندی نی نوازی←بخش ۱۱۰ - نم و رنگ از دم بادی نجویمنم و رنگ از دم بادی نجویم←بخش ۱۱۱ - در آن دریا که او را ساحلی نیستدر آن دریا که او را ساحلی نیست←بخش ۱۱۲ - مران از در که مشتاق حضوریممران از در که مشتاق حضوریم←بخش ۱۱۳ - به افرنگی بتان دل باختم منبه افرنگی بتان دل باختم من←بخش ۱۱۴ - می از میخانهٔ مغرب چشیدممی از میخانهٔ مغرب چشیدم←بخش ۱۱۵ - فقیرم از تو خواهم هر چه خواهمفقیرم از تو خواهم هر چه خواهم←بخش ۱۱۶ - نه با ملا نه با صوفی نشینمنه با ملا نه با صوفی نشینم←بخش ۱۱۷ - دل ملا گرفتار غمی نیستدل ملا گرفتار غمی نیست←بخش ۱۱۸ - سر منبر کلامش نیشدار استسر منبر کلامش نیشدار است←بخش ۱۱۹ - دل صاحبدلان او برد یا من؟دل صاحبدلان او برد یا من؟←بخش ۱۲۰ - غریبم در میان محفل خویشغریبم در میان محفل خویش←