→ مواعظسعدی
سعدی
قطعات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۰۱خواستم تا زحلی گویمت از روی قیاس←شمارهٔ ۲۰۲دامن جامه که در خار مغیلان بگرفت←شمارهٔ ۲۰۳غماز را به حضرت سلطان که راه داد؟←شمارهٔ ۲۰۴اگر ممالک روی زمین به دست آری←شمارهٔ ۲۰۵ای پسندیده حیف بر درویش←شمارهٔ ۲۰۶شنیدهام که فقیهی به دشتوانی گفت←شمارهٔ ۲۰۷گر از خراج رعیت نباشدت باری←شمارهٔ ۲۰۸دیگران در ریاضتند و نیاز←شمارهٔ ۲۰۹هر کجا خط مشکلی بکشند←شمارهٔ ۲۱۰آن مکن در عمل که در عزلت←شمارهٔ ۲۱۱مکافات بدی کردن حلالست←شمارهٔ ۲۱۲دوش در سِلْکِ صحبتی بودم←شمارهٔ ۲۱۳ز لوح روی کودک بر توان خواند←شمارهٔ ۲۱۴بس دست دعا بر آسمان بود←شمارهٔ ۲۱۵حاجت خلق از در خدای برآید←شمارهٔ ۲۱۶نظر کردم به چشم رای و تدبیر←شمارهٔ ۲۱۷بیهنر را دیدن صاحب هنر←شمارهٔ ۲۱۸نبایدت که پریشان شود قواعد ملک←شمارهٔ ۲۱۹ای طفل که دفع مگس از خود نتوانی←شمارهٔ ۲۲۰خرم تن آنکه نام نیکش←شمارهٔ ۲۲۱مقابلت نکند با حجر به پیشانی←شمارهٔ ۲۲۲نظر به چشم ارادت مکن به صورت دنیا←شمارهٔ ۲۲۳یاران کجاوه، غم ندارند←شمارهٔ ۲۲۴چو بندگان کمر بسته شرط خدمت را←شمارهٔ ۲۲۵ای که گر هر سر موییت زبانی دارد←شمارهٔ ۲۲۶از من بگوی شاه رعیت نواز را←شمارهٔ ۲۲۷هر دم زبان مرده همی گوید این سخن←شمارهٔ ۲۲۸چو دوستان تو را بر تو دل بیازارم←
→ صفحهٔ قبل۶ از ۶