→ شاه نعمتالله ولیشاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
رباعی شمارهٔ ۲۸۱در کتم عدم عقل خیالی بسته←رباعی شمارهٔ ۲۸۲رند است کسی که از خودی وارسته←رباعی شمارهٔ ۲۸۳ای در طلب گره گشایی مرده←رباعی شمارهٔ ۲۸۴ای هست همه ز هست تو هست شده←رباعی شمارهٔ ۲۸۵ساقی می خمخانه به ما پیموده←رباعی شمارهٔ ۲۸۶دیدم صنمی جام میی نوشیده←رباعی شمارهٔ ۲۸۷موجود به واجب الوجودیم همه←رباعی شمارهٔ ۲۸۸در هر دو جهان غیر یکی باشد نه←رباعی شمارهٔ ۲۸۹ما را می کهنه باید و دیرینه←رباعی شمارهٔ ۲۹۰حرص و حسد و بعض و ریا و کینه←رباعی شمارهٔ ۲۹۱مستم ز خرابات ولی از می نه←رباعی شمارهٔ ۲۹۲اسرار سعادت نه به عادت زده ای←رباعی شمارهٔ ۲۹۳گر معرفت نامتناهی یابی←رباعی شمارهٔ ۲۹۴گر زان که تو الطاف الهی یابی←رباعی شمارهٔ ۲۹۵یاری دارم یگانهٔ سرمستی←رباعی شمارهٔ ۲۹۶داماد بیاید و کند دامادی←رباعی شمارهٔ ۲۹۷با آنکه تو اندر پی مقصود خودی←رباعی شمارهٔ ۲۹۸گفتم که منم گفت حجابی داری←رباعی شمارهٔ ۲۹۹اللّه یکی صفات او بسیاری←رباعی شمارهٔ ۳۰۰گفتم مستم گفت چنین پنداری←رباعی شمارهٔ ۳۰۱تا با خبرم ز تو ندارم خبری←رباعی شمارهٔ ۳۰۲از فقر به عالم معانی برسی←رباعی شمارهٔ ۳۰۳گر زانکه نه در بند هوا و هوسی←رباعی شمارهٔ ۳۰۴خواهی که درین زمانه اوحد باشی←رباعی شمارهٔ ۳۰۵گر عالم سر لی مع اللّه شوی←رباعی شمارهٔ ۳۰۶بی رنگ اگر ز رنگ آگاه شوی←رباعی شمارهٔ ۳۰۷گر مست شراب اذکروا اللّه شوی←رباعی شمارهٔ ۳۰۸هم تازه گلی هم شکری هم نمکی←رباعی شمارهٔ ۳۰۹گفتم به لبانت که سراسر نمکی←رباعی شمارهٔ ۳۱۰زنهار دلا مکوش جز بر نیکی←رباعی شمارهٔ ۳۱۱گر زان که به ذوق علم ما را دانی←رباعی شمارهٔ ۳۱۲ای آنکه طلبکار جهان جانی←رباعی شمارهٔ ۳۱۳وقتی که توکلت فراموش کنی←رباعی شمارهٔ ۳۱۴بردار ز پیش پردهٔ خود بینی←رباعی شمارهٔ ۳۱۵تا جامع اسرار الهی نشوی←رباعی شمارهٔ ۳۱۶بی آینه تمثال نماید هی هی←رباعی شمارهٔ ۳۱۷با عقل حدیث عشق گویی هی هی←رباعی شمارهٔ ۳۱۸در کتم عدم وجود جویی هی هی←رباعی شمارهٔ ۳۱۹با عقل حدیث عشق گوئی هی هی←رباعی شمارهٔ ۳۲۰در عالم حسن بر همه شاه تویی←