شعر را زندگی کن
→ مهستی گنجویمهستی گنجوی
مهستی گنجوی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

رباعی شمارۀ ۱۶۱معشوقه لطیف و چست و بازاری به←رباعی شمارۀ ۱۶۲ای دست تو دست من به دستان بسته←رباعی شمارۀ ۱۶۳اندر دل من ای بت عیار بچه←رباعی شمارۀ ۱۶۴ای روی تو ماه را شکست آورده←رباعی شمارۀ ۱۶۵می خورد به پاییز درخت از ژاله←رباعی شمارۀ ۱۶۶ای شمع رخت را دل من پروانه←رباعی شمارۀ ۱۶۷دلدار به من گفت که می بر کف نه←رباعی شمارۀ ۱۶۸تو مونس غم شبان تاریک نه‌ای←رباعی شمارۀ ۱۶۹زلف و رخ خود به هم برابر کردی←رباعی شمارۀ ۱۷۰ای رشته چو قصد لعل کانی کردی←رباعی شمارۀ ۱۷۱خندان به دو رخ گل بدیع آوردی←رباعی شمارۀ ۱۷۲هر گه که تو نعل اسب یکران بندی←رباعی شمارۀ ۱۷۳مر موی تو را چه بود بی آزاری←رباعی شمارۀ ۱۷۴چون اسب به میدان طرب می‌تازی←رباعی شمارۀ ۱۷۵مضراب ز زلف و نی ز قامت سازی←رباعی شمارۀ ۱۷۶گر زانکه چو خاکِ ره، ستم‌کش باشی←رباعی شمارۀ ۱۷۷در سنگ اگر شوی چو نار ای ساقی←رباعی شمارۀ ۱۷۸گر من به مَثَل هزار جان داشتمی←رباعی شمارۀ ۱۷۹از دیده اگر نه خون روان داشتمی←رباعی شمارۀ ۱۸۰ای تُنگ شکر چون دهن تنگت نی←رباعی شمارۀ ۱۸۱بس خون که بدان دو چشم خونخواره کنی←رباعی شمارۀ ۱۸۲در وقت بهار جز لب جوی مجوی←رباعی شمارۀ ۱۸۳جسمی دارم دلی خراب اندر وی←رباعی شمارۀ ۱۸۴تا کی به هوای دل چنین خوار شوی←رباعی شمارۀ ۱۸۵در دل نگذارمت که افگار شوی←رباعی شمارۀ ۱۸۶چون بند ز نامهٔ تو بگشاد رهی←رباعی شمارۀ ۱۸۷شفتالوی آبدارت ای سرو سهی←رباعی شمارۀ ۱۸۸هر گه که به زلف، عنبرِ تر سایی←رباعی شمارۀ ۱۸۹ای بت به سرِ مسیح اگر ترسایی←رباعی شمارۀ ۱۹۰هان تا به خرابات حجازی نائی←رباعی شمارۀ ۱۹۱با روی چو نوبهار و با خوی دئی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth