→ ملکالشعرا بهارملکالشعرا بهار
ملکالشعرا بهار
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱ای برده گل رازقی از روی تو رشک←شمارهٔ ۴۲ای میر اجل گر دهدم مهل اجل←شمارهٔ ۴۳ - شهر تهرانشهریست پر از همهمه و قالاقیل←شمارهٔ ۴۴ - در مرگ مادرای شمع شبستان من، ای مام گرام←شمارهٔ ۴۵در زلف تو آشوب زمن میبینم←شمارهٔ ۴۶چون شمع بسی رشتهٔ جان سوختهایم←شمارهٔ ۴۷دیشب من و پروانه سخن میگفتیم←شمارهٔ ۴۸ما بادهٔ عزت و جلالت نوشیم←شمارهٔ ۴۹ما درس صداقت و صفا میخوانیم←شمارهٔ ۵۰برخیز که خود را ز غم آزاده کنیم←شمارهٔ ۵۱گر مدحی از ابنای بشر می گویم←شمارهٔ ۵۲ - ریاعیاتتن چیست؟ مرکبی ز چندین معدن←شمارهٔ ۵۳رفتم بر توپ تا بکوبم دشمن←شمارهٔ ۵۴عمری بسپردیم به کام دگران←شمارهٔ ۵۵چشم فلک است بر ستمگر نگران←شمارهٔ ۵۶یک روی چو آیینه مبادا انسان←شمارهٔ ۵۷بر درگه خود پلنگ دربان کردن←شمارهٔ ۵۸ - گلههای دوستانهقلبم به حدیثی که شنیدی مشکن←شمارهٔ ۵۹ای خواجه به خط بد دلی سیر مکن←شمارهٔ ۶۰سردار به شه گفت سپاهی از من←شمارهٔ ۶۱آمادهٔ جنگ باش کاین چرخ حرون←شمارهٔ ۶۲ - در محبس نظمیهسرتیپ، شدم ذلیل در جنگ پشه←شمارهٔ ۶۳ - برای وثوق الدوله به فرنگستان فرستاده شدای خواجهٔ راد و مشفق دیرینه←شمارهٔ ۶۴زان نرگس نیم مست مستم کردی←شمارهٔ ۶۵ای کاش دلم به دوست مفتون نشدی←شمارهٔ ۶۶ای ایرانی خفتی و بگذشت بسی←شمارهٔ ۶۷ای مادر اگر دسترسی داشتمی←شمارهٔ ۶۸ای روح روان که فارغ از این بدنی←شمارهٔ ۶۹تا بشکافد به هم دل نالانی←شمارهٔ ۷۰از پیش و پس حیات بر خیره مپوی←شمارهٔ ۷۱آن کس که رموز غیب داند، نه تویی←
→ صفحهٔ قبل۲ از ۲