→ ازرقی هرویازرقی هروی
ازرقی هروی
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱آن کس که ز ناصواب بشناخت صواب←شمارهٔ ۲تا هجر تو کرد بر وصال تو شتاب←شمارهٔ ۳دی با رهی، ای رنگ گل و بوی گلاب←شمارهٔ ۴ای دل، ز شراب عشق گشتی سرمست←شمارهٔ ۵ای صبر، از آن نگار بیداد پرست←شمارهٔ ۶زان گونه ز پولاد ترا دست بخست←شمارهٔ ۷چون بد عهدی گشت از تو این عهد درست ←شمارهٔ ۸گه گویم: کار ترا گیرم سست←شمارهٔ ۹سوز دل من ز بهر بار غم تست←شمارهٔ ۱۰آن کیست که آگاه ز حس و خردست:←شمارهٔ ۱۱در عشق بتی دلم گرفتار شدهست←شمارهٔ ۱۲عقل تو ببخت رهنمای تو بسست←شمارهٔ ۱۳از برف سر کوه چو ذات الحُبُکست←شمارهٔ ۱۴ایام درشت رام تاج الملکست←شمارهٔ ۱۵چیزی که دویست و بیست صد افزونست←شمارهٔ ۱۶آن کس که ز بهر او مرا غم نیکوست←شمارهٔ ۱۷مر کلک ترا سخاوت، ای خسرو، خوست←شمارهٔ ۱۸دل برکندم زین تن بیمار، ای دوست←شمارهٔ ۱۹در چشم من از آتش عشق تو نمیست←شمارهٔ ۲۰ای رای تو با ضمیر گردون شد جفت←شمارهٔ ۲۱تا در دل من گل هوای تو شکفت←شمارهٔ ۲۲چون بر همه کس نمیشود راز نهفت←شمارهٔ ۲۳تا از برم آن یار پسندیده برفت←شمارهٔ ۲۴ای گشته پراکنده سپاه و حَشَمت←شمارهٔ ۲۵ای تو تبتی مشک و حسودت زرغُنج←شمارهٔ ۲۶گر شاه سه شش خواست سه یک زخم افتاد←شمارهٔ ۲۷مر جاه ترا بلندی جوزا باد ←شمارهٔ ۲۸در عشق تو چشمم از جهان دوخته باد←شمارهٔ ۲۹یزدان خرد و کمال راه تو نهاد ←شمارهٔ ۳۰گم بوده، ز تو جنت و کوثر یابد←شمارهٔ ۳۱نی مهر تو در هیچ نگین میگنجد←شمارهٔ ۳۲مادح ز عطای تو توانگر گردد←شمارهٔ ۳۳هر روز بتم با دگری پیوندد←شمارهٔ ۳۴فردا علم عشق برون خواهم زد←شمارهٔ ۳۵ای مه، به کف ابر زبون خواهی شد←شمارهٔ ۳۶بیهوده بر آزار من، ای سرو بلند←شمارهٔ ۳۷هر گه که بخندد آن نگار دلبند←شمارهٔ ۳۸پیچیدن افعی به کمندت ماند←شمارهٔ ۳۹نوروز شکفته از لقای تو برند←شمارهٔ ۴۰عشق تو مرا از دل و از جان برکند←
۱ از ۳صفحهٔ بعد ←