شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعاروحشی بافقی
وحشی بافقی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

رباعی شمارهٔ ۱یارب که بقای جاودانی بادا←رباعی شمارهٔ ۲عشرت بادا صبح تو و شام ترا←رباعی شمارهٔ ۳شد یار و به غم ساخت گرفتار مرا←رباعی شمارهٔ ۴جان سوخت ز داغ دوری یار مرا←رباعی شمارهٔ ۵از بهر نشیمن شه عرش جناب←رباعی شمارهٔ ۶اندر ره انتظار چشمی که مراست←رباعی شمارهٔ ۷آن سرو که جایش دل غم پرور ماست←رباعی شمارهٔ ۸پیوستن دوستان به هم آسان است←رباعی شمارهٔ ۹شاها سربخت بر در دولت تست←رباعی شمارهٔ ۱۰اکسیر حیات جاودانم بفرست←رباعی شمارهٔ ۱۱شوخی که خطش آیهٔ فرخ فالی است←رباعی شمارهٔ ۱۲جز فکر جدا شدن ز دلدارم نیست←رباعی شمارهٔ ۱۳مجنون که کمال عشق و حیرانی داشت←رباعی شمارهٔ ۱۴شاها سر روزگار پامال تو باد←رباعی شمارهٔ ۱۵شاها چو کمان قدر به فرمان تو باد←رباعی شمارهٔ ۱۶صید افکنی مراد آیین تو باد←رباعی شمارهٔ ۱۷شاها در جهان عرصهٔ در گاه تو باد←رباعی شمارهٔ ۱۸جرم است سراپای من خاک نهاد←رباعی شمارهٔ ۱۹کوی تو که آواره هزاری دارد←رباعی شمارهٔ ۲۰وحشی که همیشه میل ساغر دارد←رباعی شمارهٔ ۲۱گر کسب کمال می‌کنی می‌گذرد←رباعی شمارهٔ ۲۲فریاد که سوز دل عیان نتوان کرد←رباعی شمارهٔ ۲۳تیرت چو ره نشان پران گیرد←رباعی شمارهٔ ۲۴دل زان بت پیمان گسلم می‌سوزد←رباعی شمارهٔ ۲۵یارب که زمانه دلنوازت باشد←رباعی شمارهٔ ۲۶می‌خواست فلک که تلخ کامم بکشد←رباعی شمارهٔ ۲۷شاها به عداوت توکس یار نشد←رباعی شمارهٔ ۲۸آنان که به کویی نگران می‌گردند←رباعی شمارهٔ ۲۹آن زمره که از منطق ما بی‌خبرند←رباعی شمارهٔ ۳۰مجنون به من بی سر و پا می‌ماند←رباعی شمارهٔ ۳۱ای چرخ مرا دلی ست بیداد پسند←رباعی شمارهٔ ۳۲یا صاحب ننگ و نام می‌باید بود←رباعی شمارهٔ ۳۳در کوی توام پای تمنا نرود←رباعی شمارهٔ ۳۴تا پای کسی سلسله آرا نشود←رباعی شمارهٔ ۳۵در صیدگه‌ات جان به طرب باز آید←رباعی شمارهٔ ۳۶ازدیده ز رفتن تو خون می‌آید←رباعی شمارهٔ ۳۷خوش آن که ره عشق بتی پیماید←رباعی شمارهٔ ۳۸تا شکل هلال گردد از چرخ پدید←رباعی شمارهٔ ۳۹نوروز شد و بنفشه از خاک دمید←رباعی شمارهٔ ۴۰آهنگ سفر می‌کند آن ماه عذار←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth