شعر را زندگی کن
→ کمال‌الدین اسماعیلکمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل

ملحقات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱ - اسبمهروی من بخواست به عزم شکار اسب←شمارهٔ ۲ - وله ایضاای خداوند من و مخدوم من←شمارهٔ ۳ - وله ایضااسبی دارم که دور از اسبت←شمارهٔ ۴ - وله ایضامنعما شکرهای انعامت←شمارهٔ ۵ - و قال ایضاغریب و خسته و درمانده ام خداوندا←شمارهٔ ۶دوش ناگاه نعره یی بر خاست←شمارهٔ ۷از چه می افتد از برای خدای←شمارهٔ ۸ - وله ایضامرا دوستی گفت قانع شو، ایرا←شمارهٔ ۹ - وله ایضاداستان ظالمی چون خوانداز دفتر کسی←شمارهٔ ۱۰ - وله ایضازهی یار من نیست همتاش و الله←شمارهٔ ۱۱ - و قال فی وصف البناء..... از ارم لطیف ترست←شمارهٔ ۱۲ - و قال ایضاًای زمین تو آسمان زحل←شمارهٔ ۱۳ - و قال فی الشکایةیا رب تو آگهی که درین اندر سال عمر←شمارهٔ ۱۴ - وقالمفتی دین مروت ای که فلک را←شمارهٔ ۱۵ - وقال یصنف فصد الممدوحای بزرگی که همت تو شکست←شمارهٔ ۱۶ - و قال فی التهدیدزمن کدام کریم حلال زاده بود←شمارهٔ ۱۷ - و قالهیچ صحبت مباد با عامت←شمارهٔ ۱۸ - و قالزهی سپهر محلی که دون رتبت توست←شمارهٔ ۱۹ - و قال ایضاًآیا ستوده خصالی که بر سپاه نیاز←شمارهٔ ۲۰ - و قال ایضاًنیست معلونه مگر این شجره←شمارهٔ ۲۱ - و قال ایضاًمفتی ملت انعام و کرم←شمارهٔ ۲۲ - وقال ایضاًهرچه آن از مراسم سخن است←شمارهٔ ۲۳ - و قال ایضاًآنچنان گشته‌ای نهان پس ریش←شمارهٔ ۲۴ - و قال ایضاًز خط عارض ترکان لشکر←شمارهٔ ۲۵ - ایضاً لههر کرا قربت تو بیشترست←شمارهٔ ۲۶ - ایضاً لههر خردمند که او را درم و سیم بود←شمارهٔ ۲۷ - ایضاًلهبس پراکنده و پریشانم←شمارهٔ ۲۸ - ایضاً لهای ز وصف مکارمت قاصر←شمارهٔ ۲۹ - ایضاً لهخیز تا زار و گریه برگیریم←شمارهٔ ۳۰ - وله ایضاشگرف برگ نها دست دررزان انگور←شمارهٔ ۳۱ - و له ایضاًگشاده در مه مهراز رخان نقاب انگور←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth