شعر را زندگی کن
→ قدسی مشهدیقدسی مشهدی
قدسی مشهدی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۵۶۱در غربتم استخوان چو نی نالیده←شمارهٔ ۵۶۲در عشق، چه دل‌هاست کباب از شعله←شمارهٔ ۵۶۳هرگز نشدم جرعه‌کش از جام گله←شمارهٔ ۵۶۴از خلق جهان، چه نیک و بد، یک قلمه←شمارهٔ ۵۶۵ای ذکر تو مقصود ز گفتار همه←شمارهٔ ۵۶۶شادم به دل خراب در ویرانه←شمارهٔ ۵۶۷دیوانه رهد ز رنج در ویرانه←شمارهٔ ۵۶۸از گردش و سیر فلک حادثه‌زای←شمارهٔ ۵۶۹ای تازه نهال سایه‌پرور بازآی←شمارهٔ ۵۷۰ای مرکز نه سپهر اعظم بازآی←شمارهٔ ۵۷۱همت طلبی، به تربت مجنون آی←شمارهٔ ۵۷۲ای جان و جهان، جهان و جان همه‌ای←شمارهٔ ۵۷۳ای عشق، حیات جاودان همه‌ای←شمارهٔ ۵۷۴ای دوست چرا در دل دیوانه نه ای←شمارهٔ ۵۷۵عشق آن تو شد، تواش کجا می‌طلبی←شمارهٔ ۵۷۶هرگز نشدم کام‌ور از مطلوبی←شمارهٔ ۵۷۷ای آن که کمر به جستن حق بستی←شمارهٔ ۵۷۸بگذار حدیث جزو و کل در مستی←شمارهٔ ۵۷۹ای عشق جدا ز وصل یارم کشتی←شمارهٔ ۵۸۰رنجورم و خسته‌دل، طبیبان مددی!←شمارهٔ ۵۸۱از دوری خود، بی پر و بالم کردی←شمارهٔ ۵۸۲خشنود به مژده وصالم کردی←شمارهٔ ۵۸۳ناصح به نصیحت چه پی ما گردی؟←شمارهٔ ۵۸۴خواهی که معزز و مکرم گردی←شمارهٔ ۵۸۵بد نیز مباش اگر نه خود به گردی←شمارهٔ ۵۸۶چون باصره در عشق مجازی ماندی←شمارهٔ ۵۸۷گر زان که خرد بیخودی افزا بودی←شمارهٔ ۵۸۸گر دونان را دست عطا می‌بودی←شمارهٔ ۵۸۹ای دل، ستم و جفای مردم دیدی؟←شمارهٔ ۵۹۰با آن که خبر ز حال زارم داری←شمارهٔ ۵۹۱ای غم نتوان گرفت هر دم یاری←شمارهٔ ۵۹۲گر شعر نگویم نه ز شعرم عاری←شمارهٔ ۵۹۳از عالم اگر عمل نیاید باری←شمارهٔ ۵۹۴از عشق بگو مقاله‌ای گر داری←شمارهٔ ۵۹۵در دست، ز صلح کل پشیزی داری←شمارهٔ ۵۹۶ای عشق، چه بر سرم ز افسون آری←شمارهٔ ۵۹۷این ره که تو سر کرده‌ای از مغروری←شمارهٔ ۵۹۸پُر پیش فتاده‌ای، قفایی نخوری←شمارهٔ ۵۹۹خواهم که به دل، چو عشق، مسکن گیری←شمارهٔ ۶۰۰هرچند نباشد خبرت از رازی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth