شعر را زندگی کن
جلال عضد

مفردات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱چنان با غم عشق خو کرد دل←شمارهٔ ۲در غم جانان به ترک جان بگوی←شمارهٔ ۳ای آنکه کمان تست پنجاه منی←شمارهٔ ۴انام افضل ایّام و افتخار انام←شمارهٔ ۵نام آن کس که از او زهره من می‌تابد←شمارهٔ ۶تا چند سوز عشقش پنهان کنم به حیله←شمارهٔ ۷شیراز از تعدّی قاضی خراب شد←شمارهٔ ۸نشیند وقتها با من به مَی خوردن، ولی چندان←شمارهٔ ۹ - فاضلصد را ز همه صدر افاضل بستان←شمارهٔ ۱۰حقّا که عجب بی سر و پای است فلان←شمارهٔ ۱۱گنگ کور ار دو دیده بگشاید←شمارهٔ ۱۲حافظ ما به عقل و خوش‌خوانی←شمارهٔ ۱۳ - خمرای خواجه خطیر مغز خر خوردی تو←شمارهٔ ۱۴شیر بی‌زور و میر بی‌لشکر←شمارهٔ ۱۵گفتم که چو دریاست گهرپرور میر←شمارهٔ ۱۶بر رخ حور نظر غایتِ کوته نظری ست←شمارهٔ ۱۷سحر کردی مگر تو خواجه بشیر←شمارهٔ ۱۸یک خنده فدای عالمی کن←شمارهٔ ۱۹به قصد خون من آن غمزه مست←شمارهٔ ۲۰ - دولتزان دوایی که نیست انجامش←شمارهٔ ۲۱بابای ترا دو نیمه کن وان گاهی←شمارهٔ ۲۲چشمه آب از میانه نیل←شمارهٔ ۲۳دیروز نداستم و بتوانستم←شمارهٔ ۲۴عمری ست که ما به بوی درمان←شمارهٔ ۲۵در حقّ کسی که صد بدی با ما کرد←شمارهٔ ۲۶به جستجوی تو شب را به روز می آرم←شمارهٔ ۲۷ - فلفلگر تو می‌خواهی که بر دریا چو موری بگذری←شمارهٔ ۲۸ - حسننام شاهی‌ست که شد صورت و معنیش حسن←شمارهٔ ۲۹گر نمی‌دانی تو نام خویشتن←شمارهٔ ۳۰ - عمرای خواجه اگر تو نام خود می پرسی←شمارهٔ ۳۱چاه چون واژونه گردد صورتی باشد غریب←شمارهٔ ۳۲نپویم بیش ازین دیگر در این راه←شمارهٔ ۳۳زری چندم به دست آمد ز بصره←شمارهٔ ۳۴کرده‌ای ای عماد ماهی گیر←شمارهٔ ۳۵بس فرق بود میان شعر من و تو←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth