شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارحسین خوارزمی
حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱ای دور مانده از حرم خاص کبریا←شمارهٔ ۲آن ما حی جلالت و حامی دین حق←شمارهٔ ۳دامن همت برافشان ای دل از کبر و ریا←شمارهٔ ۴گوهر درج جلالت ماه برج سلطنت←شمارهٔ ۵من حسین وقت و نااهلان یزید و شمر من←شمارهٔ ۶دلا تا کی پزی سودا درون گنبد خضرا←شمارهٔ ۷ز درد جور آن دلبر مکن ای دل شکایت‌ها←شمارهٔ ۸ای صفات کبریایت برتر از ادراک ما←شمارهٔ ۹شه من بدرد عشقت بنواز جان ما را←شمارهٔ ۱۰گشت مسلم ز عشق ملک معانی مرا←شمارهٔ ۱۱چون تو جان منی ای جان چه کنم جان و جهان را←شمارهٔ ۱۲دلا اگر نفسی می‌زنی به صدق و صفا←شمارهٔ ۱۳زندگانی بی‌رخ دلبر نمی‌باید مرا←شمارهٔ ۱۴دوای درد دل خسته ام بکن یارا←شمارهٔ ۱۵ای سوخته ز آتش عشقت جگر مرا←شمارهٔ ۱۶هر دم بناز میکشد آن نازنین مرا←شمارهٔ ۱۷ای بر دل شکسته ز درد تو داغ‌ها←شمارهٔ ۱۸ای آنکه جانم سوختی با داغ محنت بارها←شمارهٔ ۱۹ای روی دل‌آرایت آتش زده در جان‌ها←شمارهٔ ۲۰به صدر صفحهٔ دولت کجا رسد اصحاب←شمارهٔ ۲۱زهره ام ساقی و مه جام مدام است امشب←شمارهٔ ۲۲تا بِکِی ناله و فریاد که آن یار کجاست←شمارهٔ ۲۳خلق عالم بجمالت نگرانند ای دوست←شمارهٔ ۲۴الا ای کعبه دولت مرا خاک سر کویت←شمارهٔ ۲۵خسته هجر گشته ام با تو وصالم آرزوست←شمارهٔ ۲۶عشق است آتشی که بیکدم جهان بسوخت←شمارهٔ ۲۷تا عشق توام بدرقه راه حجاز است←شمارهٔ ۲۸وای که از حال من دلبرم آگاه نیست←شمارهٔ ۲۹ایکه جز حسن رخت پیرایه آفاق نیست←شمارهٔ ۳۰من دلی دارم که در وی جز خیال یار نیست←شمارهٔ ۳۱هر که شد بنده عشق تو ز خلق آزاد است←شمارهٔ ۳۲منم و شورش و غوغا ز غمت تا بقیامت←شمارهٔ ۳۳جانم بلب رسید چو جانان من برفت←شمارهٔ ۳۴تا چند ز دیدار تو مهجور توان زیست←شمارهٔ ۳۵چهره ات شمع شب افروزی خوش است←شمارهٔ ۳۶عید در موسم نوروز بسی روح افزاست←شمارهٔ ۳۷کدام جان گرامی که مبتلای تو نیست←شمارهٔ ۳۸ای لعل دلپذیر تو سرمایه حیات←شمارهٔ ۳۹نور جمال روی تو در آفتاب نیست←شمارهٔ ۴۰ما را نماند میل شکر با دهان دوست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth