→ دیوان اشعارمسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۸۱هر جای که آتش نبردیست منم←شمارهٔ ۲۸۲هر جا که ز فضل پیشگاهی است منم←شمارهٔ ۲۸۳با ناله همی چو ابر بهمن گریم←شمارهٔ ۲۸۴از بلبل نالنده تر و زارترم←شمارهٔ ۲۸۵روزان و شبان در آن غم و تیمارم←شمارهٔ ۲۸۶ای جان جهان تا خبرت یافته ام←شمارهٔ ۲۸۷از خود به تو من بتا گمانها دارم←شمارهٔ ۲۸۸سیراب گلابی تو بر آتش خارم←شمارهٔ ۲۸۹از هر چه بگفته اند پندی دارم←شمارهٔ ۲۹۰من بستر برف و بالش یخ دارم←شمارهٔ ۲۹۱در تاریکی ز بس که می بنشینم←شمارهٔ ۲۹۲آنم که اگر به خلد جایی سازم←شمارهٔ ۲۹۳هر گه که تو را به رهگذاری بینم←شمارهٔ ۲۹۴دیده همه شب ز خواب خوش بردوزم←شمارهٔ ۲۹۵با خود گفتم که من عیال تو شدم←شمارهٔ ۲۹۶آنکو گوید هست قضا تیشه من←شمارهٔ ۲۹۷تا خسته دل مرا بریده ست ز تن←شمارهٔ ۲۹۸در سمجی چون توانم آرامیدن←شمارهٔ ۲۹۹هر شب که تو را نبینم ای شاخ سمن←شمارهٔ ۳۰۰چون گل ز غمت دریده ام پیراهن←شمارهٔ ۳۰۱سر کردمت ای نگار چون تو سر من←شمارهٔ ۳۰۲چنگم به چهار شاخ زد پیراهن←شمارهٔ ۳۰۳چون دانش بود مهربان دایه من←شمارهٔ ۳۰۴چشم و دهن آن صنم لاله رخان←شمارهٔ ۳۰۵با کس غم تو بیش نخواهم گفتم←شمارهٔ ۳۰۶این دیبه دو روی به کلک دو زبان←شمارهٔ ۳۰۷تا نسبت کرد اخوت شعر به من←شمارهٔ ۳۰۸آنکو دارد چو سیم و شر لب و تن←شمارهٔ ۳۰۹از چشم من ار سرشک بتوان رفتن←شمارهٔ ۳۱۰از کفر کشد زریر شیبانی کین←شمارهٔ ۳۱۱ای برتر من کرده هزاران احسان←شمارهٔ ۳۱۲در خدمت طاهر علی بارم جان←شمارهٔ ۳۱۳ایزد که همی کرد مرکب تن و جان←شمارهٔ ۳۱۴ای پای برنجن من ای بند گران←شمارهٔ ۳۱۵چون قمری زار زار می نالم من←شمارهٔ ۳۱۶ای شاه به بیشه عزم ناگاهان کن←شمارهٔ ۳۱۷زنده به تو مانده ام من ای جان جهان←شمارهٔ ۳۱۸انده چه خورم چراست اندر خوردن←شمارهٔ ۳۱۹صد بار به نیکی هنرم کرد ضمان←شمارهٔ ۳۲۰گر خسته شوم ز تیر پیکار تو من←