شعر را زندگی کن
ابن یمین

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۲۱برخیز سحرگه ای صبا چابک و چست←شمارهٔ ۱۲۲چون آکهیی نبینم از توحیدت←شمارهٔ ۱۲۳چون تعبیه جهانیان بسیارست←شمارهٔ ۱۲۴پیوسته نشان عاشقان بد نامیست←شمارهٔ ۱۲۵در روضه توحید اگر بارت نیست←شمارهٔ ۱۲۶گر دور فلک تابع فرمان تو نیست←شمارهٔ ۱۲۷سردار جهان خواجه که آئینش سخاست←شمارهٔ ۱۲۸شاها ز تو کار عالمی سامان یافت←شمارهٔ ۱۲۹دل شد ز پی وصل دلارام ز دست←شمارهٔ ۱۳۰رنگ تو بتازگی ز گلنار بهست←شمارهٔ ۱۳۱شیرین پسرا عزم حجازت ز چه خاست←شمارهٔ ۱۳۲نقش عیادت ار چه بصورت عبادتست←شمارهٔ ۱۳۳در کارگه وجود هر نقش که هست←شمارهٔ ۱۳۴گفتم نخورم باده که کاری نه نکوست←شمارهٔ ۱۳۵در وحدت کاینات آنرا که شکیست←شمارهٔ ۱۳۶هر کو بسعادتی رسد روزی بیست←شمارهٔ ۱۳۷گر هر چه کند بنده بتقدیر خداست←شمارهٔ ۱۳۸در راه یقین مرد درنگی هیچست←شمارهٔ ۱۳۹مائیم و می ناب و بتی خوب سرشت←شمارهٔ ۱۴۰هر کو دهنت ای بت جانی دیدست←شمارهٔ ۱۴۱حاصل چه از این که صورت خواجه نکوست←شمارهٔ ۱۴۲می از شر و شور و عربده خالی نیست←شمارهٔ ۱۴۳سید پسرا روی تو ماه ختن است←شمارهٔ ۱۴۴دیوانه دلم که میل طبعش بهواست←شمارهٔ ۱۴۵چون باد صبا غنچه گلرا بشکافت←شمارهٔ ۱۴۶در خاطرم این لطیف مصراع گذشت←شمارهٔ ۱۴۷صاحب نظری خوش سخنی فرمودست←شمارهٔ ۱۴۸هر چیز که در ازل بدان فرمان نیست←شمارهٔ ۱۴۹دی گفت یکی که داشت با من دل راست←شمارهٔ ۱۵۰گردون که سوی سفله و دونش نظرست←شمارهٔ ۱۵۱هر روز ترا بمن گمانی دگرست←شمارهٔ ۱۵۲گفتم دل من گرچه که غرق خونست←شمارهٔ ۱۵۳در عهد تو گلزار ثنا مدروس است←شمارهٔ ۱۵۴سلطان گل ار چه با بسی برگ و نواست←شمارهٔ ۱۵۵گیرم که بصد رسید عمریکه تر است←شمارهٔ ۱۵۶خوش باش دمی که زندگانی باقیست←شمارهٔ ۱۵۷در روضه جان تاره نباتی خضرست←شمارهٔ ۱۵۸دی ابن یمین صبحدمی جام بدست←شمارهٔ ۱۵۹دل شاد بروی دلستان خضرست←شمارهٔ ۱۶۰زلف تو که سرگشته بکردار منست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth