→ دیوان اشعارابن یمین
ابن یمین
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۰۱گفتم که چرا از شکرت رست نبات←شمارهٔ ۲۰۲زلف تو که بس تعبیه ساز افتادست←شمارهٔ ۲۰۳من کز سر جان بسوی تو خواهم خاست←شمارهٔ ۲۰۴نی دیده به از تو هیچ یاری دیدست←شمارهٔ ۲۰۵خطی که ز روی آن سمنبر برخاست←شمارهٔ ۲۰۶کس همچو من ار گهر توانستی سفت←شمارهٔ ۲۰۷شاه عادل چون بکام دل ببزم می نشست←شمارهٔ ۲۰۸ای بخت جوان بیا و در ساغر پیچ←شمارهٔ ۲۰۹ای دیده دلم از تو زیانها بر هیچ←شمارهٔ ۲۱۰هر زن که ز عشقبازی آری بنکاح←شمارهٔ ۲۱۱ای شکر گفتار تو سرمایه روح←شمارهٔ ۲۱۲جان تازه کند لعل در افشان ز قدح←شمارهٔ ۲۱۳ای گشته خجل ز انرخ گلگون گل سرخ←شمارهٔ ۲۱۴ای بنده بالای تو سرو آزاد←شمارهٔ ۲۱۵این چرخ سراسیمه بیفایده گرد←شمارهٔ ۲۱۶آن بت که بر او غیرت مه میباشد←شمارهٔ ۲۱۷آن بت که دمی جفا فراموش نکرد←شمارهٔ ۲۱۸آنرا که دماغ و عقل باهش باشد←شمارهٔ ۲۱۹اسباب سعادات مرا مجتمع اند←شمارهٔ ۲۲۰آنها که چو شانه بر سران میتازند←شمارهٔ ۲۲۱آن سبزه که گرد لعل کانی گردد←شمارهٔ ۲۲۲آن دل که بر او مهر تو تابان باشد←شمارهٔ ۲۲۳اسبی که مرا میر شرفشه بخشید←شمارهٔ ۲۲۴اجرام فلک دور بکام تو کنند←شمارهٔ ۲۲۵از بهر جهان غم مخور ای نادان مرد←شمارهٔ ۲۲۶الچی ز من ار نرد پیاپی ببرد←شمارهٔ ۲۲۷آنرا که زر و سیم بد ار زیز نماند←شمارهٔ ۲۲۸ایدل چه کنی طرب که فانی باشد←شمارهٔ ۲۲۹آنکس که همای همتش پر دارد←شمارهٔ ۲۳۰ایدل ز کست گرچه نوائی نرسید←شمارهٔ ۲۳۱آن بت که بحسن بیمثالش گفتند←شمارهٔ ۲۳۲آنها که درین رباط بی بنیادند←شمارهٔ ۲۳۳از سبزه چو گل خورد گکی چند نمود←شمارهٔ ۲۳۴آورد خط آن نگار تا بنماید←شمارهٔ ۲۳۵ایخواجه علی توئی جهان همه جود←شمارهٔ ۲۳۶از دست تو گر زهر خورم نوش شود←شمارهٔ ۲۳۷ایدل اگرت کار موافق نبود←شمارهٔ ۲۳۸ایدل فلکت گرچه زبون میدارد←شمارهٔ ۲۳۹بر آتش غم بکام دل روزی چند←شمارهٔ ۲۴۰باد از رخ گل چو برقع ناز گشاد←