شعر را زندگی کن
→ دیوان رباعیاتاوحدالدین کرمانی
اوحدالدین کرمانی

الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱هیهات و ان تکون فی العشق ملول←شمارهٔ ۲از هجر تو زان رنج ستم نیست مرا←شمارهٔ ۳عشق تو زعالم اختیار است مرا←شمارهٔ ۴نام تو برم کار مرا ساز آید←شمارهٔ ۵در عشق تو گرچه هست دلداری‌ها←شمارهٔ ۶تا با خودم از عشق خبر نیست مرا←شمارهٔ ۷تا بر سر کوی عشق شد منزل ما←شمارهٔ ۸داری سر آنک عشق بازی با ما←شمارهٔ ۹از عشق توم جان و دل و دیده خراب←شمارهٔ ۱۰گر بر سر آنی که روی راه صواب←شمارهٔ ۱۱ای خوش پسران که عقل مدهوش شماست←شمارهٔ ۱۲ای دل چو غم عشق برای من و تُست←شمارهٔ ۱۳عشق تو همه دینی و دنیاوی ماست←شمارهٔ ۱۴هر چند که عشق سخت نیکوکار است←شمارهٔ ۱۵عشق تو مقیم دل شوریدهٔ ماست←شمارهٔ ۱۶پا بر سر نه که عشقبازی این است←شمارهٔ ۱۷هر دل که در او نور محبّت بسرشت←شمارهٔ ۱۸در عشق تو دل را نظری افتاده است←شمارهٔ ۱۹سودای تو آشنای دیرینهٔ ماست←شمارهٔ ۲۰در عشق تو هستی جهان حاصل ماست←شمارهٔ ۲۱ای دل هوس عشق تو را تنها نیست←شمارهٔ ۲۲در عشق تو گر کشته شوم باکی نیست←شمارهٔ ۲۳گر عشق زهر بدی ندوزد دهنت←شمارهٔ ۲۴عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست←شمارهٔ ۲۵تا کی گویی که راه حق باریکی است←شمارهٔ ۲۶گر عاشقی ای سرزدهٔ عشوه پرست←شمارهٔ ۲۷آن کس که حریف عشق باید پیوست←شمارهٔ ۲۸در عشق اگرچه شور و شر بسیار است←شمارهٔ ۲۹چشم همه اشک گشت و چشمم بگریست←شمارهٔ ۳۰مقصود من از جمالت ای جان نظری است←شمارهٔ ۳۱بی عشق دوان است دلت از چپ و راست←شمارهٔ ۳۲آن کس که به سالوس و هوس مغرور است←شمارهٔ ۳۳عشق تو و بس همنفس من این است←شمارهٔ ۳۴اندر ره عاشقی کما بیشی نیست←شمارهٔ ۳۵در بادیهٔ عشق دویدن چه خوش است←شمارهٔ ۳۶عشق است که جمله زینت مردمی است←شمارهٔ ۳۷جز در دل و جان عاشقان جای تو نیست←شمارهٔ ۳۸از لذت عشق در جهان خوش تر چیست←شمارهٔ ۳۹این خوش پسران که در غمم می دارند←شمارهٔ ۴۰در عالم عشق صادقی باید کرد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth