→ دیوان رباعیاتاوحدالدین کرمانی
اوحدالدین کرمانی
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۱در کوی تو هیچ کس ره آسان نبرد←شمارهٔ ۸۲عشق آن نبود که آرزو می زاید←شمارهٔ ۸۳مخلوق زعاشقی نشان چون یابد←شمارهٔ ۸۴زاول که مرا عشق نگارم بُر بود←شمارهٔ ۸۵افسوس که عمر رفت در گفت و شنید←شمارهٔ ۸۶کرده است مرا عشق تو زان گونه شکار←شمارهٔ ۸۷با عشق تو چون فتاده ما را سروکار←شمارهٔ ۸۸در عشق تو دل را نبود هیچ فتور←شمارهٔ ۸۹ای دل بر یار گر نمی یابی بار←شمارهٔ ۹۰عشق تو کزو رمند مردان چون شیر←شمارهٔ ۹۱هر دل که غم عشق تو را گشت شکار←شمارهٔ ۹۲تا چند حدیث قامت و زلف و عذار←شمارهٔ ۹۳عشق آفت نقصان نپذیرد هرگز←شمارهٔ ۹۴گر در ره عشق او نباشی سرباز←شمارهٔ ۹۵شمع است رخ خوب تو پروانه طِراز←شمارهٔ ۹۶در عشق توَم ذخیره ناکامی و بس←شمارهٔ ۹۷ای دل عَلَم عشق برافراز و مترس←شمارهٔ ۹۸نامردم اگر عشق توَم هست هوس←شمارهٔ ۹۹ای عشق نه سودای کسی باشد خوش←شمارهٔ ۱۰۰عشق تو مدام دم به دم می کشمش←شمارهٔ ۱۰۱در دایرهٔ وجود بی سهو و سقط←شمارهٔ ۱۰۲تا بر لگن عشق سواریم چو شمع←شمارهٔ ۱۰۳عشق است زهرچه آن نشاید مانع←شمارهٔ ۱۰۴بی کامی به زکامرانی بی عشق←شمارهٔ ۱۰۵چون می گذرد زودی و دیری در عشق←شمارهٔ ۱۰۶زان می طلبی تو کامرانی در عشق←شمارهٔ ۱۰۷بی روی تو رای استقامت نکنم←شمارهٔ ۱۰۸من مستم و نامت به زبان می گویم←شمارهٔ ۱۰۹گفتم که ره عشق مگر می دانم←شمارهٔ ۱۱۰از عشق تو جان را زجسد نشناسم←شمارهٔ ۱۱۱ما جز به غم عشق تو سرنفرازیم←شمارهٔ ۱۱۲گر تازه کنی مرا زسر تا به قدم←شمارهٔ ۱۱۳من شمع زنور جانفزایش سازم←شمارهٔ ۱۱۴از عشق تو گرچه با دل پُر دردم←شمارهٔ ۱۱۵بی عشق تو من دو دیده برهم نزنم←شمارهٔ ۱۱۶ما از بن گوش حلقه در گوش تویم←شمارهٔ ۱۱۷آن کس که زباد غم بلرزید منم←شمارهٔ ۱۱۸در عشق تو نکته های موزون شنوم←شمارهٔ ۱۱۹در دل غم عشق چون تو یاری داریم←شمارهٔ ۱۲۰تا جان دارم عشق تو را غمخوارم←