→ دیوان رباعیاتاوحدالدین کرمانی
اوحدالدین کرمانی
الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱چون از پی دلبر دل شوریده برفت←شمارهٔ ۴۲بی روی تو گرچه رهگذر جای گل است←شمارهٔ ۴۳انعام تو عام است و دلم بی بهر است←شمارهٔ ۴۴چون معترفم بدانچ سرمستی هست←شمارهٔ ۴۵بیچاره دل شکسته چون بستهٔ تست←شمارهٔ ۴۶دلدار چو دید خسته و غمگینم←شمارهٔ ۴۷از باد صبا دلم چو بوی تو گرفت←شمارهٔ ۴۸هر جا که سری است پر زسودای شماست←شمارهٔ ۴۹گر جور کنی از تو فغان نتوان کرد←شمارهٔ ۵۰زین گونه که طبع سرکش دلبر ماست←شمارهٔ ۵۱چندانک منم هزار چندان غم تست←شمارهٔ ۵۲بی آنک شود زما گناهی پیدا←شمارهٔ ۵۳تا کی سخن حال مشوّش گویم←شمارهٔ ۵۴تا یوسف دل را نکنی از بن چاه←شمارهٔ ۵۵تو چیز طلب کت بستاند زهمه←شمارهٔ ۵۶دل بر طرب و عیش نهادن بهتر←شمارهٔ ۵۷هر چند که عقل داری و دیده و هوش←شمارهٔ ۵۸آن کس که گل وجود آدم بکند←شمارهٔ ۵۹گر بر سر بحر علم بینا گردی←شمارهٔ ۶۰نقش تو دَرون دیده بنگاشته به←شمارهٔ ۶۱خیزیم و ره قافلهٔ غم بزنیم←شمارهٔ ۶۲خواهی که رسی به کام برگیر دو گام←شمارهٔ ۶۳در پای غمش چو سر بیندازی هان←شمارهٔ ۶۴تا حد طلبی به وصل بی حد نرسی←شمارهٔ ۶۵«اوحد» تو به جای غصّه ای صد می کش←شمارهٔ ۶۶در دست زمانه سخت مظلومم من←شمارهٔ ۶۷«اوحد» در دل می زنی آخر دل کو←شمارهٔ ۶۸برخود در کام و آرزو در بستم←شمارهٔ ۶۹«اوحد» تو به هر خیال مغرور مشو←شمارهٔ ۷۰«اوحد» تو به هر حادثه از جای مرو←شمارهٔ ۷۱آنها که زاسرار الهی مستند←شمارهٔ ۷۲از شمع یقین «اوحد» از آن بی نوری←شمارهٔ ۷۳«اوحد» تو حدیث عشق گفتی بسیار←شمارهٔ ۷۴در مصطبهٔ عشق زبدنامی چند←
→ صفحهٔ قبل۲ از ۲