→ دیوان اشعاراوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
رباعی شمارهٔ ۴۱با ما دمش ار به مهر یکتاست بهست←رباعی شمارهٔ ۴۲دلدار چو در سینه دل نرم نداشت←رباعی شمارهٔ ۴۳ای طلعتِ نور گسترت بدرِ بهشت←رباعی شمارهٔ ۴۴باد سحری چو غنچه را لب بشکافت←رباعی شمارهٔ ۴۵دل در غم او بکاست، میباید گفت←رباعی شمارهٔ ۴۶با یار ز نیک و بد نمیباید گفت←رباعی شمارهٔ ۴۷شد درد بر پای فلک فرسایت←رباعی شمارهٔ ۴۸ای پیش تو ماه تا به ماهی همه هیچ←رباعی شمارهٔ ۴۹بنمود بمن یار میان، یعنی هیچ←رباعی شمارهٔ ۵۰دل بندهٔ بند سنبل پست تو باد!←رباعی شمارهٔ ۵۱صد را، رخت از هیچ الم زرد مباد!←رباعی شمارهٔ ۵۲شمع از دل سوزنده خبر خواهد داد←رباعی شمارهٔ ۵۳گل را، که صبا، مرغصفت بال گشاد←رباعی شمارهٔ ۵۴خورشید که خاک ازو چو زر میگردد←رباعی شمارهٔ ۵۵بر نطع تو اسب شیرکاری گردد←رباعی شمارهٔ ۵۶شطرنج تو ما را به شط رنج سپرد←رباعی شمارهٔ ۵۷هر کس که ز کبر و عجب باری دارد←رباعی شمارهٔ ۵۸دستارچه حسنی و جمالی دارد←رباعی شمارهٔ ۵۹آن مه، که ز شعر زلف ذیلی دارد←رباعی شمارهٔ ۶۰ای ماه، غمت جامهٔ دل در خون برد←رباعی شمارهٔ ۶۱گل گفت: مهل، که باد بویم ببرد←رباعی شمارهٔ ۶۲گل شرم چمن به هیچ رویی نبرد←رباعی شمارهٔ ۶۳ما پرتو جوهر روانیم و خرد←رباعی شمارهٔ ۶۴خالت که به شیوه کار ده گیسو کرد←رباعی شمارهٔ ۶۵زلف تو، که صد سینه ز دل خالی کرد←رباعی شمارهٔ ۶۶در باغ شدی، سرو سر افشانی کرد←رباعی شمارهٔ ۶۷بر ما ستم او چه گذرها که نکرد؟←رباعی شمارهٔ ۶۸خالی که رخ تو آشکارش پرورد←رباعی شمارهٔ ۶۹گل بار دگر لاف صفا خواهد زد←رباعی شمارهٔ ۷۰خال زنخت تیر گناه اندازد←رباعی شمارهٔ ۷۱کی ماه به حسن چون تو والا باشد؟←رباعی شمارهٔ ۷۲مشنو تو که: گل بیسر خاری باشد←رباعی شمارهٔ ۷۳تا کی دلم از تو در بلایی باشد؟←رباعی شمارهٔ ۷۴زلف تو ز بالای تو مهجور نشد←رباعی شمارهٔ ۷۵لب نیست که از مراغه پر خنده نشد←رباعی شمارهٔ ۷۶صافی چو ترا دید روان مینالد←رباعی شمارهٔ ۷۷لعلت که پر از گوهر ناسفت آمد←رباعی شمارهٔ ۷۸از نوش جهان نصیب من نیش آمد←رباعی شمارهٔ ۷۹مه روی ترا ز مهر، مه میداند←رباعی شمارهٔ ۸۰صدرا، دل دشمن تو در درد بماند←