→ دیوان اشعاراهلی شیرازی
اهلی شیرازی
معمیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
بخش ۴۱ - سهرابشب هجرست و ما آشفته ایم از زلف او ایدل←بخش ۴۲ - سعد و سعیداهلی چه خوش آنعید که او سوی تو بشتافت←بخش ۴۳ - شاپورنمک در آب حیوان زان لبت از خنده اندازد←بخش ۴۴ - شمسگمان نیست بعد از کمند تو رستن←بخش ۴۵ - شیخ امینخورشید من برقع کشد تا روی چو مه بینمش←بخش ۴۶ - شیخ زینمشتاق تو ای نگار مفلس گردید←بخش ۴۷ - عفیفای دور گشته عافیتم از دهان تو←بخش ۴۸ - عبداللهنه که بیخون جگر راحت دل دیده نیافت←بخش ۴۹ - غریبچو چشم از مژه پرویز نی است لؤلؤ بیز←بخش ۵۰ - غنییکدم آسوده ز کشتن دل قصاب نبود←بخش ۵۱ - قطب الدینقطره با سیل دو بینی به محل صمدیت←بخش ۵۲ - کاکاجهان تنها گرفت از خلق خوش یار←بخش ۵۳ - کریم مرادکرام کریم و مرید مراد←بخش ۵۴ - قلیگفته دیوانه باشد خنده و در دل چرا←بخش ۵۵ - منصوربرنگین خاتم جانست نام آن صنم←بخش ۵۶ - مرشدهر که از اهل یقین از جام حیدر گشت مست←بخش ۵۷ - مسکرگر نسیم از طره سنبل بیفشاند غبار←بخش ۵۸ - محمودآن دهانم برده است از یاد و باز آرد به یاد←بخش ۵۹ - میر شیخ علیز درد درد تو بسیار خون دل خوردم←بخش ۶۰ - میرعطاای کرده نهان در لب در بار گهر←بخش ۶۱ - مدامیروز دل من بتلخکامی←بخش ۶۲ - معیناعدا شمردیم بسی جمله یکی بود←بخش ۶۳ - مقصوداهلی از گفتن و ناگفتن غم پا بگل است←بخش ۶۴ - ورامیدل گرچه از هوایت دارد غم پیاپی←بخش ۶۵ - نامیزان پری دیوانگی جز از دل دیوانه نیست←بخش ۶۶ - نوحنخواهم بنگرد در آینه خویش←بخش ۶۷ - ولیمسند شاهی بود دام ره هر بیبصر←بخش ۶۸ - عیسیآتشی کز برق غیرت برفروخت←
→ صفحهٔ قبل۲ از ۲