→ مجموعهٔ اشعارنجمالدین رازی
نجمالدین رازی
سایر اشعار
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱پاک کن ز آلایش و آرایش خود راه را←شمارهٔ ۲شها توقعم از خدمتی چنین کردن←شمارهٔ ۳عشق آمد و کرد عقل غارت←شمارهٔ ۴دل در جهان مبند جهان یار بی وفاست←شمارهٔ ۵عشق را گوهر برون از کون کانی دیگرست←شمارهٔ ۶بیدار شودلا که در این روزگار دون←شمارهٔ ۷دشمن ما را سعادت یار باد←شمارهٔ ۸دعوی عشق جانان در هر دهان نگنجد←شمارهٔ ۹دل بی تو ز تو خبر ندارد←شمارهٔ ۱۰ساقی تو بیار باده ز آن پیش←شمارهٔ ۱۱بر آتش عشق تو بسوزم←شمارهٔ ۱۲هر که را این عشقبازی در ازل آموختند←شمارهٔ ۱۳مرغان او هر آنچه از آن آشیان پرند←شمارهٔ ۱۴دستی چو نیست جیفهٔ مردار بس خسند←شمارهٔ ۱۵آن کس که دل به دنیای غدار میدهد←شمارهٔ ۱۶دارو سبب درد شد اینجا چه امید است←شمارهٔ ۱۷ای کمالت منزه از نقصان←شمارهٔ ۱۸بکشم به جان جفایش نکشم سر از وفایش←شمارهٔ ۱۹تو چه دانی چه آرزومندم←شمارهٔ ۲۰گر صبحدم ز سوز غمت سر برآورم←شمارهٔ ۲۱من سوخته دل تا کی چون شمع سر اندازم←شمارهٔ ۲۲چون همایان جیفه پیش کرکسان انداختیم←شمارهٔ ۲۳ما قلندروشان قلاشیم←شمارهٔ ۲۴در عشق یار بین که چه عیار میرویم←شمارهٔ ۲۵دل بر کن از جهان و جهان را گذشته دان←شمارهٔ ۲۶خسروا بشنو فزونی از چو من کم کاستی←شمارهٔ ۲۷گر زعشقت خبر نداشتمی←شمارهٔ ۲۸کردهای تکیه بر جهان و هنوز←شمارهٔ ۲۹به صبا پیام دادم که ز روی مهربانی←شمارهٔ ۳۰گر با خردی و زنده جانی←شمارهٔ ۳۱دوشم سحرگهی ندای حق به جان رسید←شمارهٔ ۳۲ای دل مگر تو از درافتادگی درآیی←شمارهٔ ۳۳دولت این جهان اگر چه خوش است←