شعر را زندگی کن
عراقی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

رباعی شمارهٔ ۴۱رخ عرضه کنیم، گوی: این زر سره نیست←رباعی شمارهٔ ۴۲عشق تو ز عالم هیولانی نیست←رباعی شمارهٔ ۴۳دیشب دل من خیال تو مهمان داشت←رباعی شمارهٔ ۴۴افسوس! که ایام جوانی بگذشت←رباعی شمارهٔ ۴۵دردا! که دلم خبر ز دلدار نیافت←رباعی شمارهٔ ۴۶عالم ز لباس شادیم عریان یافت←رباعی شمارهٔ ۴۷زنجیر سر زلف تو تاب از چه گرفت؟←رباعی شمارهٔ ۴۸در عشق توام واقعه بسیار افتاد←رباعی شمارهٔ ۴۹چون سایهٔ دوست بر زمین می‌افتد←رباعی شمارهٔ ۵۰غم گرد دل پر هنران می‌گردد←رباعی شمارهٔ ۵۱از بخت به فریادم و از چرخ به درد←رباعی شمارهٔ ۵۲گر من روزی ز خدمتت گشتم فرد←رباعی شمارهٔ ۵۳نرگس، که ز سیم بر سر افسر دارد←رباعی شمارهٔ ۵۴حسنت به ازل نظر چو در کارم کرد←رباعی شمارهٔ ۵۵دل در غم تو بسی پریشانی کرد←رباعی شمارهٔ ۵۶بازم غم عشق یار در کار آورد←رباعی شمارهٔ ۵۷دل در طلبت هر دو جهان می‌بازد←رباعی شمارهٔ ۵۸آنجا که تویی عقل کجا در تو رسد؟←رباعی شمارهٔ ۵۹مسکین دل من! که بی‌سرانجام بماند←رباعی شمارهٔ ۶۰از روز وجودم شفقی بیش نماند←رباعی شمارهٔ ۶۱یک عالم از آب و گل بپرداخته‌اند←رباعی شمارهٔ ۶۲در سابقه چون قرار عالم دادند←رباعی شمارهٔ ۶۳زان پیش که این چرخ معلا کردند←رباعی شمارهٔ ۶۴بی روی تو عاشقت رخ گل چه کند؟←رباعی شمارهٔ ۶۵هر کتب خرد، که هست، اگر برخوانند←رباعی شمارهٔ ۶۶قومی هستند، کز کله موزه کنند←رباعی شمارهٔ ۶۷در کوی تو عاشقان درآیند و روند←رباعی شمارهٔ ۶۸ملک دو جهان را به طلبکار دهند←رباعی شمارهٔ ۶۹دل جز به دو زلف مشکبارش ندهند←رباعی شمارهٔ ۷۰در بند گره‌گشای می‌باید بود←رباعی شمارهٔ ۷۱مازار کسی، کز تو گزیرش نبود←رباعی شمارهٔ ۷۲ای جان من، از دل خبرت نیست، چه سود؟←رباعی شمارهٔ ۷۳حاشا! که دل از خاک درت دور شود←رباعی شمارهٔ ۷۴دل دیدن رویت به دعا می‌خواهد←رباعی شمارهٔ ۷۵ای از کرمت مصلح و مفسد به امید←رباعی شمارهٔ ۷۶یاری که نکو بخشد و بد بخشاید←رباعی شمارهٔ ۷۷عالم ز لباس شادیم عریان دید←رباعی شمارهٔ ۷۸این عمر، که برده‌ای تو بی‌یار بسر←رباعی شمارهٔ ۷۹افتاد مرا با سر زلفین تو کار←رباعی شمارهٔ ۸۰اندیشهٔ عشقت دم سرد آرد بار←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth