→ دیوان اشعارجهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۸۱با خصم بگو چند کنی مکر و فسون←شمارهٔ ۲۸۲ای گشته دلم ز دست هجران پر خون←شمارهٔ ۲۸۳گفتم چه کنی دوای دل گفتا به←شمارهٔ ۲۸۴از شرم رخ تو گل ز کار افتاده←شمارهٔ ۲۸۵گل با رخ دوست بی نسق افتاده←شمارهٔ ۲۸۶از جور فلک خون به دلم افتاده←شمارهٔ ۲۸۷مسکین دل من دور ز جان افتاده←شمارهٔ ۲۸۸ای پیش قدت سرو سهی پست شده←شمارهٔ ۲۸۹بیداد به من ز حد بشد دادم ده←شمارهٔ ۲۹۰یارب تو مرا نخست ایمانم ده←شمارهٔ ۲۹۱ای نوش لبت دلم به نیش افکنده←شمارهٔ ۲۹۲لعلت نمکی در دل ریش افکنده←شمارهٔ ۲۹۳از تهمت خصم نیستم آسوده←شمارهٔ ۲۹۴دستارچه از غم جهان آسوده←شمارهٔ ۲۹۵ای بی رخ دوست رفته خواب از دیده←شمارهٔ ۲۹۶بیچاره دلم کرد فغان از دیده←شمارهٔ ۲۹۷دل دست جفا به سر زنان از دیده←شمارهٔ ۲۹۸ای کرده روان فرات خون از دیده←شمارهٔ ۲۹۹آه از دل بیقرار و آه از دیده←شمارهٔ ۳۰۰تا گشت بتا رخت نهان از دیده←شمارهٔ ۳۰۱در هجر تواَم دجله روان از دیده←شمارهٔ ۳۰۲اشکم شده از درد روان از دیده←شمارهٔ ۳۰۳ای بی رخ تو چو لالهزارم دیده←شمارهٔ ۳۰۴بیچاره دلم ز هجر تو غم دیده←شمارهٔ ۳۰۵خون گشت مرا از غم هجران دیده←شمارهٔ ۳۰۶ما بنده ز جانیم و تو فرمان میده←شمارهٔ ۳۰۷یارب تو مرا دولت بینایی ده←شمارهٔ ۳۰۸در عشق تو در هر دهنم افسانه←شمارهٔ ۳۰۹پیش رخ چون شمع تواَم پروانه←شمارهٔ ۳۱۰تا چند بتا گذر کنم بر در تو←شمارهٔ ۳۱۱جانا به کمال حسن مغرور مشو←شمارهٔ ۳۱۲از عمر عزیز حاصلم چیست بگو←شمارهٔ ۳۱۳یا هو یا هو یا الهی هو هو←شمارهٔ ۳۱۴با عید وصال خویش آخر باز آی←شمارهٔ ۳۱۵روزی دو سه شد که بنده ننواختهای←شمارهٔ ۳۱۶چون شمع منم سوخته ساختهای←شمارهٔ ۳۱۷چون شمع منم سوخته ساختهای←شمارهٔ ۳۱۸شمع رخ خود در دلم افروختهای←شمارهٔ ۳۱۹در خاک درت آب رخم ریختهای←شمارهٔ ۳۲۰دلدار نمیدهد مرا کام شبی←