→ دیوان اشعارسید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱ای شاه زمین دور زمان بی تو مباد←شمارهٔ ۴۲یک وعده که نیم عشوه بد یار نداد←شمارهٔ ۴۳یارم چو کلاله بر گل و لاله نهاد←شمارهٔ ۴۴گر با دل و دیده هیچ کارم افتد←شمارهٔ ۴۵درویش ز دور تو توانگر گردد←شمارهٔ ۴۶هر شب که رخ سپهر گلشن گردد←شمارهٔ ۴۷ترسان نه از آنم که دلم خون گردد←شمارهٔ ۴۸شاها فلکی که روی از هر دارد←شمارهٔ ۴۹بگذار جهان که او همین خو دارد←شمارهٔ ۵۰نقد دلم از غمت عیاری دارد←شمارهٔ ۵۱هرگز به وفا ز تو گمان نتوان برد←شمارهٔ ۵۲حاشا که قبول خلقت از ره ببرد←شمارهٔ ۵۳خاکی بر من کزین سرای اندیشد←شمارهٔ ۵۴در راه تو دیده را زمین باید کرد←شمارهٔ ۵۵دل را بدمی شاد نمی یارم کرد←شمارهٔ ۵۶سلطان بهرام تا جهان می گیرد←شمارهٔ ۵۷ای آنکه به تو دیده ظاهر نرسد←شمارهٔ ۵۸خاک قدمت به تاج خورشید ارزد←شمارهٔ ۵۹دل خیمه میان سنبل و سوسن زد←شمارهٔ ۶۰شاها سوسن نمونه پروین شد←شمارهٔ ۶۱ای شاه چو دولت تو جاوید آید←شمارهٔ ۶۲شد عمر برون و آرزو برنامد←شمارهٔ ۶۳یارم ره و رسم عشق نیکو داند←شمارهٔ ۶۴دردا که دلم به وصل تو شاد نماند←شمارهٔ ۶۵هر شب که دلم به حیلها درماند←شمارهٔ ۶۶هوشم سوی یار ناجوانمرد بماند←شمارهٔ ۶۷نی باد سحر بادم سر دم ماند←شمارهٔ ۶۸این طایفه را چو خویشتن دانستند←شمارهٔ ۶۹رندان می معرفت به اقبال کشند←شمارهٔ ۷۰هر دم خسرو هزار دل شاد کند←شمارهٔ ۷۱این هفت اختر که باغ معمور کند←شمارهٔ ۷۲هر تیر کز این طبع چو الماس جهد←شمارهٔ ۷۳سودی همه را مرا زیان خواهی بود←شمارهٔ ۷۴دل در بر من به درد خشنود نبود←شمارهٔ ۷۵افسوس که بخت دل فروزیت نبود←شمارهٔ ۷۶همراهی عشق هر هوس را مدود←شمارهٔ ۷۷مه باتو تا درون پیرانه رود؟←شمارهٔ ۷۸یک روز مرا کار به سامان نرود←شمارهٔ ۷۹حالی باری بر آتشم تا چه شود←شمارهٔ ۸۰چون باد اگر زخاک سنگم بشود←