→ دیوان اشعارنشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱آن بخت نداریم که فرزانه شویم←شمارهٔ ۴۲از میکده میآیم و چندان مستم←شمارهٔ ۴۳از عشق بسینه شعله ای افروزیم←شمارهٔ ۴۴با خود همه عیب و با جمال تو خوشیم←شمارهٔ ۴۵ای خواجه ی جان وای خداوند دلم←شمارهٔ ۴۶ای عشق آخر سخن پذیرت دیدم←شمارهٔ ۴۷من از کرمت بسی حکایت دارم←شمارهٔ ۴۸ای عشق آخر سخن گذارت کردم←شمارهٔ ۴۹از دوری تو تن نزاری دارم←شمارهٔ ۵۰امشب دگر ای دوست نه تنها مستم←شمارهٔ ۵۱پیوند غمت تا بدل و جان بستم←شمارهٔ ۵۲گر تیر غم تو را نشانیم چه غم←شمارهٔ ۵۳جانی که اسیر دست هجران دارم←شمارهٔ ۵۴ای خاک در دولت دارای جهان←شمارهٔ ۵۵روی تو نگاه خویش دیدن نتوان←شمارهٔ ۵۶یارب از هر چه جز تو بیزارم کن←شمارهٔ ۵۷بینم ز تو هر کجا نشانی تا من←شمارهٔ ۵۸از آتش غم سوخت سراسر دل من←شمارهٔ ۵۹بر چرخ هلال غره ی ماه است این←شمارهٔ ۶۰تا چند ز گیسوان گره بگسستن←شمارهٔ ۶۱ما هیچ نداریم پسند دل تو←شمارهٔ ۶۲هستیم من و تو تا بیاد من و تو←شمارهٔ ۶۳بیگانه ز خویش و آشنا با غم تو←شمارهٔ ۶۴بادا تا هست روز شب و طلعت شاه←شمارهٔ ۶۵در کار جهان نیستی از هستی به←شمارهٔ ۶۶ای عشق تو راحت دل و جان بودی←شمارهٔ ۶۷فارغ ز غم سود و زیانم کردی←شمارهٔ ۶۸گر دل داری بدست جز یار مجوی←شمارهٔ ۶۹با قدر تو نام اوج گردون ننگی←شمارهٔ ۷۰امروز چهها به این جفاکش کردی←شمارهٔ ۷۱خواهی که کشی خنجر و زارم بکشی←شمارهٔ ۷۲وقتست که بر من ای نسیم سحری←شمارهٔ ۷۳غمگین از غم مباش و شاد از شادی←
→ صفحهٔ قبل۲ از ۲