شعر را زندگی کن
مجد همگر

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱ای ساده سر پیر که پشت تو دوتاست←شمارهٔ ۸۲ای صحن سرائی که بهشتت همتاست←شمارهٔ ۸۳امشب که به عزم راه برخواهی خاست←شمارهٔ ۸۴شاها کرمت قیام فرمود و رواست←شمارهٔ ۸۵در پارس به رایگان چو صد شهر تراست←شمارهٔ ۸۶ماهم به هوای باغ جوزا برخاست←شمارهٔ ۸۷گرچه همه تن به ذکر شکرت گویاست←شمارهٔ ۸۸هندو نسب آن یار که سیفش لقب است←شمارهٔ ۸۹عمری که ازو تا به فنا یک وجب است←شمارهٔ ۹۰ای باغ اگر تو خرمی رخت کجاست←شمارهٔ ۹۱آن یار که راحت روان است کجاست←شمارهٔ ۹۲ای دوست ز دست من چه برخواهد خاست←شمارهٔ ۹۳از مایده غمت تنم آباد است←شمارهٔ ۹۴جانا دل من که گنج اسرار خداست←شمارهٔ ۹۵اشکم نه غم زمانه خونین کرده است←شمارهٔ ۹۶وصلت که غم جراحت جاوید است←شمارهٔ ۹۷یاری دارم که عبرت ماه و خور است←شمارهٔ ۹۸تا چشم من از نور رخت بیخبر است←شمارهٔ ۹۹در باغ شدی و گل به دست تو در است←شمارهٔ ۱۰۰ماهم چو به دیدن مه نو برخاست←شمارهٔ ۱۰۱کارم همه جانسپاری و ترک سر است←شمارهٔ ۱۰۲از بس که ز دیو و دد مرا آزار است←شمارهٔ ۱۰۳از اشک، رخم نمونهٔ گلزار است←شمارهٔ ۱۰۴از بس که وجود پیش چشمم خوار است←شمارهٔ ۱۰۵بی روی توام ز لاله زار آزار است←شمارهٔ ۱۰۶بی دیدنت از دیده مرا آزار است←شمارهٔ ۱۰۷از فرقت تو در تنم از جان بار است←شمارهٔ ۱۰۸آن تازه صنوبرش که خوشرفتار است←شمارهٔ ۱۰۹چشمت ز زمانه فتنه انگیزتر است←شمارهٔ ۱۱۰هر روز گل وفات پژمرده‌تر است←شمارهٔ ۱۱۱ای شمع نه عاشقی رخت زرد چراست←شمارهٔ ۱۱۲در عشق تو صبر و چاره سازی خطر است←شمارهٔ ۱۱۳هم زلف سمن‌سای تو عنبر بیز است←شمارهٔ ۱۱۴دل در برم از فراق دیوانه‌وش است←شمارهٔ ۱۱۵وه وه که جفاهای تو بردن چه خوش است←شمارهٔ ۱۱۶پیوسته ز دیده در کنارم اشک است←شمارهٔ ۱۱۷بی باغ رخ تو عمر من بی برگ است←شمارهٔ ۱۱۸دریای سرشک دیده پُر نم ماست←شمارهٔ ۱۱۹گفته‌ست یکی حکیم کامل حَکَم است←شمارهٔ ۱۲۰ماهی که هنوز در دل فاخر ماست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth