شعر را زندگی کن
مجد همگر

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۸۱این رسم نگر که دهر پرشور نهاد←شمارهٔ ۲۸۲گردون که لطف در تن پاک تو نهاد←شمارهٔ ۲۸۳ترسا بچه‌ای که باج از ارمن بستد←شمارهٔ ۲۸۴هر دل که در آن زلف چو شستت افتد←شمارهٔ ۲۸۵گر یک نظرت بر من حیران افتد←شمارهٔ ۲۸۶از حادثه هر کجا که بندی افتد←شمارهٔ ۲۸۷هر سفله که همرنگ اماجِد گردد←شمارهٔ ۲۸۸آن روز که جان جفت کَشاکَش گردد←شمارهٔ ۲۸۹وقتی که چمن به کام بلبل گردد←شمارهٔ ۲۹۰هر سر که تو را بر خط فرمان گردد←شمارهٔ ۲۹۱بی نام تو نقش سکه وارون گردد←شمارهٔ ۲۹۲از بس که ز گریه نامه تر می‌گردد←شمارهٔ ۲۹۳با دل گفتم که یار برمی‌گردد←شمارهٔ ۲۹۴تو می‌گذری و بر دلم می‌گذرد←شمارهٔ ۲۹۵آنچ از غم تو بر سر من می‌گذرد←شمارهٔ ۲۹۶عهدی کرده‌ست این فلک بیهده گرد←شمارهٔ ۲۹۷غیرت برم از زبان چو نام تو برد←شمارهٔ ۲۹۸گرچه ز جفای تو بسی دیدم درد←شمارهٔ ۲۹۹ظلمی‌ست بر آن دیده که در تو نگرد←شمارهٔ ۳۰۰نه پایم ازین پس ره کویت سپرد←شمارهٔ ۳۰۱گفتی دل دیوانه تو را شیدا کرد؟←شمارهٔ ۳۰۲چون دست اجل تخته برهان بسترد←شمارهٔ ۳۰۳مرگ تو بر آورد ز ایوانم گرد←شمارهٔ ۳۰۴گفتم چو دلم لابه گری پیش آرد←شمارهٔ ۳۰۵هرگز نکنی میل و دلت نگذارد←شمارهٔ ۳۰۶آن درد که کوه را خروشان دارد←شمارهٔ ۳۰۷زلف تو که خون ریختن آئین دارد←شمارهٔ ۳۰۸با خوت که آدمی سرشتی دارد←شمارهٔ ۳۰۹گرچه دلم از جور تو داغی دارد←شمارهٔ ۳۱۰از وصل رخت هر که نشانی دارد←شمارهٔ ۳۱۱نه دل ز غمت ذوق جوانی دارد←شمارهٔ ۳۱۲دلدار ز سینه زنگ غم می‌سِتُرَد←شمارهٔ ۳۱۳ترسم که به گریه دیده آبم ببرد←شمارهٔ ۳۱۴چون بر دل موری ز تو ننشیند گرد←شمارهٔ ۳۱۵تا کی عمرت به خودپرستی گذرد←شمارهٔ ۳۱۶در عشق تو عمرم به ستم می‌گذرد←شمارهٔ ۳۱۷سودای تو تا در سر من ماوا کرد←شمارهٔ ۳۱۸گر چاره این تنگدلی باید کرد←شمارهٔ ۳۱۹عشق تو به شوریده سری فاشم کرد←شمارهٔ ۳۲۰محرم بدم و جور تو محرومم کرد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth