شعر را زندگی کن
الهامی کرمانشاهی

خیابان اول

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۸۱ - عزم رحیل فرمودن امام علیه السلام ازمکه ی معظمهسحر چون بدین بختی گرم ساز←بخش ۸۲ - ذکر آمدن عبدا لله (ابن) عباس و عبدالله (ابن) زبیر و عبدالله (ابن) عمر به خدمت امام(ع)وزان پس نهاد ابن عباس گام←بخش ۸۳ - حرکت فرمودن موکب همایون امام(ع)از مکه به طرف کوفه به روایت عبدالله بن سنانزعبدالله بن سنان این خبر←بخش ۸۴ - تصرف نمودن امام علیه السلام درمنزل تنعیمبیامد یکی کاروان گشن←بخش ۸۵ - ذکر فرستادن عبدالله به جعفر طیار دو پسر خود را با نامه به خدمت آن حضرتیکی نامه بنوشت بس دلپذیر←بخش ۸۶ - آوردن عبدالله جعفر نامه ی امان از والی مدینه و نپذیرفتن آن حضرتازو نامه عبدالله نامدار←بخش ۸۷ - دربیان خواب دیدن امام علیه السلام درکنار آب عذیبازآن جایگه نیز بسپرد راه←بخش ۸۸ - آمدن وهب ابن عبدالله کلبی با مادرش در منزل ثعلبیهشنیدم که در ثلعبیه ز راه←بخش ۸۹ - فرستادن امام عبدالله یقطر را با نامه به کوفهچو آگاهی آمد به پور زیاد←بخش ۹۰ - گفتگوی پور مرجانه با بردار رضاعی امام(ع)عبدالله یقطر و شهادت آن بزرگواربپیچید برخود کژدم زده←بخش ۹۱ - رسیدن امام ( ع ) به منزل قطقطا نیه و خبر دادن شیری آن حضرت را از شهادت جناب مسلمگزین پور پیغمبر تاجدار←بخش ۹۲ - دلجویی کردن امام علیه السلام ازدختر جناب مسلم و مویه گری او درمرگ پدرزسالار بد دختری خردسال←بخش ۹۳ - برداشتن امام علیه السلام بیعت ازگردن اولاد عقیل و پا سخ ایشانبفرمود زان پس به آل عقیل (ع)←بخش ۹۴ - رسیدن امام علیه السلام به منزل ذباله و رسیدن خبر شهادت عبدالله بن یقطربه پوزش به شه لختی نماز←بخش ۹۵ - آمدن عمرو بن اودان درمنزل بطن عقبه به خدمت امام علیه السلامشنیدم که زد داور دین پناه←بخش ۹۶ - آب برداشتن اصحاب به فرمان امام علیه السلام ازمنزل شراف و رسیدن حر ریاحیثمین گوهر دجر عبد مناف←بخش ۹۷ - در گفتگوی امام علیه السلام با حر و سیراب نمودن حضرت او و یارانش راچو آمد بر پیشگاه بلند←بخش ۹۸ - در ذکر نماز گذاردن حر و سپاهش با امام علیه السلام و خطبه خواندن آن حضرتشهنشه به حر گفت یک سو خرام←بخش ۹۹ - دربیان رسیدن موکب همایون امام علیه السلام به قصر بنی مقاتلچو گشتند لختی همی رهسپار←بخش ۱۰۰ - رسیدن نامه ی ابن زیاد و سرراه گرفتن حر برامام علیه السلامچو کارفریضه بپرداختند←بخش ۱۰۱ - رسیدن نامه ی ابن زیاد به حر و گفتگوی او با امام علیه السلامدو لشگر چو دیدند او رازدور←بخش ۱۰۲ - رسیدن امام علیه السلام به زمین کربلا وایستادن اسب آن حضرتاز آن شد پیاده شه حق پرست←بخش ۱۰۳ - نامه نوشتن حر به ابن زیاد وخبر دادن اورا از ورود امام علیه السلام به کربلاچو درکربلا شاه خرگه فراشت←بخش ۱۰۴ - شرح حال ابن سعد لعین و پدرش سعد وقاص لعنته الله علیهمادرآن انجمن بود مردی پلید←بخش ۱۰۵ - پذیرفتن عمو سعد سرداری لشگر کوفه را وملامت کردن مردم او راکه این کار نستوده کارمن است←بخش ۱۰۶ - مشورت کردن عمرسعد با پسران خود در جنگ نمودن با امام علیه السلامکهین داشت نام نیا از پدر←بخش ۱۰۷ - اندرز نمودن کامل دانا عمربن سعد را از جنگ نمودن با امام علیه السلامبدی کامل پاک دین داشت نام←بخش ۱۰۸ - حکایت کردن کامل کیفیت دیر راهب رابرای ابن سعد ملعونبه باب تو ای مرد پرخاشگر←بخش ۱۰۹ - فرستادن ابن زیاد سپاه به سرداری عمر بن سعد به زمین کربلازکوفه برون تاخت زی کربلا←بخش ۱۱۰ - آمدن حبیت ابن مظاهر و مسلم بن عوسجهرسید آنچه بر آل احمد – ستم←بخش ۱۱۱ - رفتن حبیب مظاهر به آوردن طایفه ای بنی اسدشنیدم در آن دشت با شهریار←بخش ۱۱۲ - ذکر رسیدن نامه ی ابن زیاد بدبنیاد به عمر بن سعددگر روز آب شب که چرخ بلند←بخش ۱۱۳ - ذکر بستن ابن سعد آب را برروی امام علیه السلامبه فرزند مرجانه رفت آگهی←بخش ۱۱۴ - انجمن فرمودن امام(ع)با عمر بن سعد ملعون درمیان دو لشگر و چگونگی آن حالشبی راد فرزند خیرالبشر←بخش ۱۱۵ - نامه نوشتن ابن زیاد به ابن سعد وتحریص نمودن او را در جنگ با امام(ع)یکی نامه بنوشت پر سر زنش←بخش ۱۱۶ - آوردن شمر ملعون نامه ی ابن زیاد را به کربلابد اختر برآشفت و با شمرگفت←بخش ۱۱۷ - فرستادن امام انام حضرت عباس علیه اسلام رابرای مهلت خواستن ازمخالفینچو گفت این ابولفضل (ع) راپیش خواند←بخش ۱۱۸ - برداشتن امام بیعت خویش را از اصحاب و رفتن گروهی از ایشانچو گردید ازکین چرخ بلند←بخش ۱۱۹ - برداشتن امام علیه السلام بیعت خویش را از بنی هاشم و پاسخ ایشانرها کردم از بند پیمانتان←بخش ۱۲۰ - بار دیگر برداشتن امام بیعت از انصارپس آنگه دوباره به انصار گفت←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth