شعر را زندگی کن
الهامی کرمانشاهی

خیابان سوم

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۸۱ - بی ادبی نمودن ابن زیاد بدچه دندان و لب؟ آنکه خیرالبشر←بخش ۸۲ - زدن سر پر نورامام شهید (ع) را درکوفه برنیزهسرشاه را گفت آن نابکار←بخش ۸۳ - گفتگوی عبدالله بن عفیف علیه الرحمه در مسجد کوفهچو ابلیس دون جا به منبر نمود←بخش ۸۴ - نامه نوشتن ابن زیاد به شام و مدینهبه دست نوندی فرستاد تیز←بخش ۸۵ - فرستادن ابن زیاد اسرا و سرهای اهل بیتیکی نامه آمد به ابن زیاد←بخش ۸۶ - رسیدن کاروان اهل بلا به نصیبینبه نزدیک منصور الیاس بر←بخش ۸۷ - منزل دادن سپاه اهل ستمدهی بود آباد در پشت کوه←بخش ۸۸ - جا دادن اسیران آل پیغمبردر آن دم یکی گفت با آن سپاه←بخش ۸۹ - ورود آل محمد (ص) و آله و سلم به عسقلانبدی عسقلان را یکی مرزبان←بخش ۹۰ - ورود اهل بیت به بعلبکز بهر پذیره برون تاختند←بخش ۹۱ - در ذکر اعجازی که از سر مطهر امام(ع)درراه شام بظهور رسیده بروایت ابن لهیعهز کوفه همی تا به شهر دمشق←بخش ۹۲ - رسیدن اسیران کربلا به نزدیکی شهر شامبه گاهی که دژخیم بر گاه بود←بخش ۹۳ - آذین بستن شهر دمشق را برای ورود اهل بیت پیغمبرگه شادمانی است نی روز پند←بخش ۹۴ - درچگونگی ورود اهل بیت پیغمبر به شهر دمشق و روایت سهل بن سعد ساعدیبدان پیر مرد ستوده تبار←بخش ۹۵ - مسلمان شدن مرد نصارا به اعجاز مطهر امام(ع)و شهادت آن با سعادتهمی خواست آن مرد فرخنده پی←بخش ۹۶ - وارد کردن اهل بیت حضرت خیرالانانپرستشگهی بود نزدیک راه←بخش ۹۷ - جا دادن یزید پلیدنیارم بگویم چه ویرانه ای←بخش ۹۸ - گفتگوی ثمره ابن جندب با یزید در یاری سرامام شهید(ع)نگویم به آن چوب دستی چه کرد←بخش ۹۹ - مسلمانی جالوت یهودی و شهادتش دریاری سرامام شهید(ع)بدآنجا و آن گفتگو را شنید←بخش ۱۰۰ - مسلمانی و شهادت فرستادهٔ پادشاه فرنگ در مجلس یزیدبگفتا که ای کار فرمای شام←بخش ۱۰۱ - مکالمه ی بطریق روم با یزیدکسی باسر بی تن آورده جنگ؟←بخش ۱۰۲ - مکالمه ی یزید با اهل بیت و پاسخ حضرت سکینه خاتون اوراببردندشان بسته در یک کمند←بخش ۱۰۳ - خطبه خواندن حضرت زینب در مجلس یزید و گفتگو پیش آن پلیدبه پا خاست چون باب خود بوتراب←بخش ۱۰۴ - گفتگوی یزید با حضرت امام زین العابدین(ع)و امر به قتل آن جناببفرمود باشد علی (ع) نام من←بخش ۱۰۵ - خطبه خواندن حضرت سیدالساجدین درمسجد شامچو آمد به محراب اندر نشست←بخش ۱۰۶ - بردن اهل بیت امام مظلومچو آسوده گشتند اهل حرم←بخش ۱۰۷ - خواب دیدن هند زن یزیدگشودند و آمد ملایک زاوج←بخش ۱۰۸ - خواهش فرمودن حضرت امام زین العابدین (ع) از یزید و نپذیرفتن آن پلیدسیم آنکه گر خواهی ام بیگناه←بخش ۱۰۹ - ظهور اعجاز از سر مطهر امام شهید و پس دادن یزید اموال اهل بیت رازمخزن برون آمد آن پاک سر←بخش ۱۱۰ - مکالمه یزید عنید با فرزند امام شهیدکنون ازمن ایشاه پوزش پذیر←بخش ۱۱۱ - رفتن اهل بیت به کربلاکه بوسیم آن تربت پاک را←بخش ۱۱۲ - رفتن اهل بیت(ع)از کربلا به مدینهبه نزدیک یثرب چو زان راه دور←بخش ۱۱۳ - رفتن بشیر ابن جذلم برای خبر دادن به اهل مدینه به فرمان امام(ع)و باقی آن واقعهرسیدیم نزدیک یثرب زمین←بخش ۱۱۴ - خطبه خواندن امام زین العابدین(ع)در بیرون شهر مدینه و دیگر احوالهمه خلق را اوست پروردگار←بخش ۱۱۵ - زبان حال و ترجمه ی اشعار حضرت ام کلثوم (ع) در درواز ه ی مدینهچه از دور شد باره ی آن دیار←بخش ۱۱۶ - مویه گری اهل بیت درحرم رسول و تسلی دادن ام سلمه ایشان را گویدزبان های آتشفشان همچو شمع←بخش ۱۱۷ - درخاتمه ی کتاب و مختصری از حالات سید الساجدین(ع)گویدگرت برنشاند به گاه بلند←بخش ۱۱۸ - در مناجات بدرگاه قاضی الحاجات گویدخدایا به یعقوب آل رسول (ص)←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth