→ سرداریهیغمای جندقی
یغمای جندقی
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۱عقل و دل و دین بستم از آن زلف دراز←شمارهٔ ۸۲زاهد چو به گردن افکنی گاه نماز←شمارهٔ ۸۳ای بر به وجود عاریت مرکب ساز←شمارهٔ ۸۴خورشید بسی شد به حمل چهر افروز←شمارهٔ ۸۵غم ایلاوس و رنج آنم افسوس←شمارهٔ ۸۶با یک هستی چه گوئی ای سرد نفس←شمارهٔ ۸۷سردار مر این دفتر تحقیق اساس←شمارهٔ ۸۸مرد و زن آفاق سپردم پس و پیش←شمارهٔ ۸۹سردار نهان و فاش نامی کم و بیش←شمارهٔ ۹۰با نفس مصالحت به یزدان پرخاش←شمارهٔ ۹۱کوچک شده سر بزرگ با دستارش←شمارهٔ ۹۲در میکده گه جزو خدا نالان باش←شمارهٔ ۹۳در دولت دیر پای سلطان ملوک←شمارهٔ ۹۴گفتی که به مشت هاک من بعد هلاک←شمارهٔ ۹۵ای صوفی و مفتی از من راست مقال←شمارهٔ ۹۶سردار که بی نظام و سرهنگ و جدال←شمارهٔ ۹۷از بنگه اعتقاد نز راه حیل←شمارهٔ ۹۸یغما من و بخت و شادی وغم با هم←شمارهٔ ۹۹در وسمه کشی چو ابروی خنجر فام←شمارهٔ ۱۰۰ایزد دهد ار دولت دارای ریم←شمارهٔ ۱۰۱کج کج منگر در من شمشیر نیم←شمارهٔ ۱۰۲سردار اسرار مسالک آن سه مقام←شمارهٔ ۱۰۳سردار ز روی ذوق نز سوق کلام←شمارهٔ ۱۰۴بیش از همه کس و از همه کس کم مائیم←شمارهٔ ۱۰۵از پیر خرابات نبرم به ستم←شمارهٔ ۱۰۶شیخ خشک از صوفی تر نشناسم←شمارهٔ ۱۰۷از آتش نی دوزخی افروختهام←شمارهٔ ۱۰۸در مشرب شور و تلخ پا بستش بین←شمارهٔ ۱۰۹زین خر گله میش پوش افزون طلبان←شمارهٔ ۱۱۰زان زلف و ذقن چیست فلک پیمودن←شمارهٔ ۱۱۱نه شکوه ز مستقبل و نز ماضی کن←شمارهٔ ۱۱۲دنیا نکند ریع به کسب من و تو←شمارهٔ ۱۱۳زاهد به کتابی و کتاب من و تو←شمارهٔ ۱۱۴مفتی ز در خم شکنی خمکده کاو←شمارهٔ ۱۱۵بفزای به انسان ز بهائم کم شو←شمارهٔ ۱۱۶تا کی گوئی قطره فروهل یم جو←شمارهٔ ۱۱۷ای بخت دمی ز خواب نوشین برشو←شمارهٔ ۱۱۸گیتی همه پیدا و نهان...به←شمارهٔ ۱۱۹زی آن ز نخم مراین دل نامه سیاه←شمارهٔ ۱۲۰زد بر دل من نرگس شیدای تو راه←