→ دیوان اشعارمهستی گنجوی
مهستی گنجوی
رباعیات «نسخهٔ دوم»
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱ای چرخ و فلک خرابی از کینه تست←شمارهٔ ۴۲بر عارض یار من سپهر از انگَشت←شمارهٔ ۴۳تا بر زنخ تو آشنا شد ریشت←شمارهٔ ۴۴قاضی چو زنش حامله شد زار گریست←شمارهٔ ۴۵. . . چاه عقیقیست پناهی دهدت←شمارهٔ ۴۶چشمم چو به چشم خویش چشم تو بدید←شمارهٔ ۴۷چون باد که هر زمان ز سوئی بجهد←شمارهٔ ۴۸در غربت اگرچه بخت همره نبود←شمارهٔ ۴۹گفتم می خوشگوار پیش آور زود←شمارهٔ ۵۰جان کو به تن آباد بود هیچ بوَد←شمارهٔ ۵۱چشمم چو بر آن عارض گلگون افتاد←شمارهٔ ۵۲جانا نه هر آنکس که دلی خوش دارد←شمارهٔ ۵۳جانا غم دل ز بینوائی خیزد←شمارهٔ ۵۴در راه خدا صبور میباید بود←شمارهٔ ۵۵آنروز که توسن فلک زین کردند←شمارهٔ ۵۶شاهان چو به روزِ بزم ساغر گیرند←شمارهٔ ۵۷از دیده من چو اشگ گلگون بچکد←شمارهٔ ۵۸زلف تو چو آه من درازی دارد←شمارهٔ ۵۹شاها فلکت اسب سعادت زین کرد←شمارهٔ ۶۰هر کارد که از کشته خود برگیرد←شمارهٔ ۶۱تا سنبل تو غالیه سائی نکند←شمارهٔ ۶۲قصه چه کنم که اشتیاق تو چه کرد←شمارهٔ ۶۳ای باد که جان فدای پیغام تو باد←شمارهٔ ۶۴در دل همه شرک و روی بر خاک چه سود←شمارهٔ ۶۵پیوسته خرابات ز رندان خَوش باد←شمارهٔ ۶۶سرمایه روزگارم از دست بشد←شمارهٔ ۶۷هر گه که دلم فرصت آن دم جوید←شمارهٔ ۶۸شاها ز منت مدح و ثنا بس باشد←شمارهٔ ۶۹گل ساخت ز شکل غنچه پیکانی چند←شمارهٔ ۷۰ایام بر آنست که تا بتواند←شمارهٔ ۷۱بگذشت پریر باد بر لاله و وَرد←شمارهٔ ۷۲اشکم ز دو دیده متصل میآید←شمارهٔ ۷۳زیبا بت کفشگر چو کفش آراید←شمارهٔ ۷۴چون پوست کشد کارد بدندان گیرد←شمارهٔ ۷۵نجار که در پسته او خنده بود←شمارهٔ ۷۶سهمی که مرا دلبر خباز دهد←شمارهٔ ۷۷شهری زن و مرد در رُخَت مینگرند←شمارهٔ ۷۸هر تیر که آن ترک سبک سایه زند←شمارهٔ ۷۹بس جور کز آن غمزهٔ زیبات کشند←شمارهٔ ۸۰انگشتری عدل تو ای دشمن بند←