شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارمهستی گنجوی
مهستی گنجوی

رباعیات «نسخهٔ دوم»

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۲۱ما مرد مئیم و در خرابات مقیم←شمارهٔ ۱۲۲چون مرغ ضعیف بی پر و بی بالم←شمارهٔ ۱۲۳از مرگ تو ای شاه سیه شد روزم←شمارهٔ ۱۲۴با درد تو نیست روی درمان دیدن←شمارهٔ ۱۲۵قلاش و قلندران و عاشق بودن←شمارهٔ ۱۲۶از ضعف من آنچنان توانم رفتن←شمارهٔ ۱۲۷در دام غم تو خسته‌ای نیست چو من←شمارهٔ ۱۲۸دی خوش پسری بدیدم از سرّاجان←شمارهٔ ۱۲۹زلفین تو سی زنگی و هر سی مستان←شمارهٔ ۱۳۰ای زلف تو حلقه حلقه و چین بر چین←شمارهٔ ۱۳۱آن زلف شکسته را ز رخ، یک سو زن←شمارهٔ ۱۳۲رفتی پسرا دوش به می نوشیدن←شمارهٔ ۱۳۳در «گنجه» دو درزن‌گر استاد جوان←شمارهٔ ۱۳۴دی خوش پسری بدیدم اندر «زوزن»←شمارهٔ ۱۳۵مؤذن پسری تازه تر از لاله مرو←شمارهٔ ۱۳۶عشق است که شیر نر زبون آید از او←شمارهٔ ۱۳۷روز ازل آمدم نشان غم تو←شمارهٔ ۱۳۸معشوقه لطیف و چست و بازاری به←شمارهٔ ۱۳۹ای روی تو از تازه گل بر بر به←شمارهٔ ۱۴۰اندر دل من ای بت عیار بچه←شمارهٔ ۱۴۱ای شمع رخت را دل من پروانه←شمارهٔ ۱۴۲گفتم که مرا از نظر انداخته‌ای←شمارهٔ ۱۴۳آن زلف نگر سر به سمن آورده←شمارهٔ ۱۴۴ای در طلب تو عمر من فرسوده←شمارهٔ ۱۴۵مستش دیدم، گرفته راه خانه←شمارهٔ ۱۴۶ای کرده جفا و جور آئین، بحلی←شمارهٔ ۱۴۷گه خصم شوی مرا و گه یار آئی←شمارهٔ ۱۴۸هر چند چو خاکِ راه خوارم گیری←شمارهٔ ۱۴۹هرگز کامم ز خفت و خوابم ندهی←شمارهٔ ۱۵۰چون در دلت آن بود که گیری یاری←شمارهٔ ۱۵۱خندان به دو رخ، گلِ بدیع آوردی←شمارهٔ ۱۵۲دلها تو بری و قصد جانها تو کنی←شمارهٔ ۱۵۳درده می لعل لاله‌گون صافی←شمارهٔ ۱۵۴دل بی تو، بجز خون جگر بارد، نی←شمارهٔ ۱۵۵هر گه که به زلف، عنبرِ تر سایی←شمارهٔ ۱۵۶آنی که به لطف، تو سراسر نمکی←شمارهٔ ۱۵۷چون خاک زمین اگر عنان کش باشی←شمارهٔ ۱۵۸هان تا به خرابات مجازی نائی←شمارهٔ ۱۵۹چون اسب به میدان طرب می‌تازی←شمارهٔ ۱۶۰زلف و رخ خود به هم برابر کردی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth