→ ابوسعید ابوالخیرابوسعید ابوالخیر
ابوسعید ابوالخیر
رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
رباعی شمارهٔ ۳۲۱چشمم که نداشت تاب نظارهٔ یار←رباعی شمارهٔ ۳۲۲سر رشته دولت ای برادر به کف آر←رباعی شمارهٔ ۳۲۳هر دُر که ز بحر اشکم افتد به کنار←رباعی شمارهٔ ۳۲۴یا رب بگشا گره ز کار من زار←رباعی شمارهٔ ۳۲۵بستان رخ تو گلستان آرد بار←رباعی شمارهٔ ۳۲۶گفتم: چشمم، گفت: به راهش میدار←رباعی شمارهٔ ۳۲۷یا رب در دل به غیر خود جا مگذار←رباعی شمارهٔ ۳۲۸ناقوس نواز گر ز من دارد عار←رباعی شمارهٔ ۳۲۹با یار موافق آشنایی خوشتر←رباعی شمارهٔ ۳۳۰یا رب به کرم بر من درویش نگر←رباعی شمارهٔ ۳۳۱لذات جهان چشیده باشی همه عمر←رباعی شمارهٔ ۳۳۲امروز منم به زور بازو مغرور←رباعی شمارهٔ ۳۳۳ای پشت تو گرم کرده سنجاب و سمور←رباعی شمارهٔ ۳۳۴ای در طلب تو عالمی در شر و شور←رباعی شمارهٔ ۳۳۵خورشید چو بر فلک زند رایت نور←رباعی شمارهٔ ۳۳۶گر دور فتادم از وصالت به ضرور←رباعی شمارهٔ ۳۳۷هر لقمه که بر خوان عوانست مخور←رباعی شمارهٔ ۳۳۸در بارگه جلالت ای عذر پذیر←رباعی شمارهٔ ۳۳۹در بزم تو ای شوخ منم زار و اسیر←رباعی شمارهٔ ۳۴۰شمشیر بود ابروی آن بدر منیر←رباعی شمارهٔ ۳۴۱مجنون و پریشان توام دستم گیر←رباعی شمارهٔ ۳۴۲ای فضل تو دستگیر من، دستم گیر←رباعی شمارهٔ ۳۴۳گفتم که: دلم، گفت: کبابی کم گیر←رباعی شمارهٔ ۳۴۴آگاه بزی ای دل و آگاه بمیر←رباعی شمارهٔ ۳۴۵تا روی ترا بدیدم ای شمع تراز←رباعی شمارهٔ ۳۴۶در خدمت تو چو صرف شد عمر دراز←رباعی شمارهٔ ۳۴۷در هر سحری با تو همی گویم راز←رباعی شمارهٔ ۳۴۸من بودم دوش و آن بتِ بندهنواز←رباعی شمارهٔ ۳۴۹ای سِرّ تو در سینه هر محرم راز←رباعی شمارهٔ ۳۵۰گر چشم تو در مقام ناز آید باز←رباعی شمارهٔ ۳۵۱دل جز ره عشق تو نپوید هرگز←رباعی شمارهٔ ۳۵۲دانی که مرا یار چه گفتهست امروز←رباعی شمارهٔ ۳۵۳جهدی بکن ار پند پذیری دو سه روز←رباعی شمارهٔ ۳۵۴دل خسته و جان فگار و مژگان خونریز←رباعی شمارهٔ ۳۵۵الله، به فریاد من بی کس رس←رباعی شمارهٔ ۳۵۶ای جملهٔ بی کسان عالم را کس←رباعی شمارهٔ ۳۵۷نوروز شد و جهان برآورد نفس←رباعی شمارهٔ ۳۵۸دارم دلکی غمین بیامرز و مپرس←رباعی شمارهٔ ۳۵۹در دل دردیست از تو پنهان که مپرس←رباعی شمارهٔ ۳۶۰ای شوق تو در مذاق چندان که مپرس←