شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارصغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲ای لطف تو بگشوده بمن باب عطا←شمارهٔ ۷با شانه شبی بگفتم ای عقده گشا←شمارهٔ ۱شد دور چو از نظر غبار من و ما←شمارهٔ ۳یا شاه نجف ببین من حیران را←شمارهٔ ۴ای مظهر کل هویت یزدان را←شمارهٔ ۹گر وعده بهشت یا جحیم است تو را←شمارهٔ ۱۰ای آنکه به هر نفس هوایی‌ست تو را←شمارهٔ ۸ای دوست بجان مایلم اکرام تو را←شمارهٔ ۶ای مهر تو کیش و عشق تو مذهب ما←شمارهٔ ۱۱ای نفْس من ای همیشه مایل به ذنوب←شمارهٔ ۱۲بیماری خود دوش نمودم به طبیب←شمارهٔ ۲۴دانی چه بود حاصل اخبار روات←شمارهٔ ۱۸از مطلع هستی و ظهور ذرات←شمارهٔ ۱۹حقا که علی بحق بود مظهر ذات←شمارهٔ ۱۶ای نام تو جان بخش‌تر از آب حیات←شمارهٔ ۳۶میآمد و شهد از لب خندان میریخت←شمارهٔ ۳۷از شمع بشب آتش سوزان میریخت←شمارهٔ ۲۵نه چرخ که بر فراز هم نه طبق است←شمارهٔ ۳۴ای مرده دلان مردهٔ مرده‌پرست←شمارهٔ ۳۱گفتم به خرد کی به همه بالا دست←شمارهٔ ۵گفتم بخرد کی بهمه بالا دست←شمارهٔ ۱۵روزی به وطن‌پرست دل داده ز دست←شمارهٔ ۳۲هر چیز ز تحت ارض تا فوق سماست←شمارهٔ ۱۰۱ - این رباعی اثر طبع رضا صغیر متخلص به سعید میباشدپرسید کسی ز من بگو عرش کجاست←شمارهٔ ۲۹زین نور ولایت که بقم جلوه نماست←شمارهٔ ۲۸میلاد سعید مهدی موعود است←شمارهٔ ۳۳مغرور مباش نکته دانی این است←شمارهٔ ۱۳خرم دل آنکس که ز خود آگاه است←شمارهٔ ۲۰از خلقت ما خلق که‌ امر ازلی است←شمارهٔ ۱۷در خوش چو بر مغز رسیدم از پوست←شمارهٔ ۱۴افلاک نه مست ماست مست دگری است←شمارهٔ ۲۱هرکس ز محبان شهنشاه ولی است←شمارهٔ ۲۳در کعبه و در کنشت موجود علی است←شمارهٔ ۲۲در مخزن لایموت دردانه علیست←شمارهٔ ۳۵بی اهل دلی مرا سر بستان نیست←شمارهٔ ۲۷از ذات خداوند کسی آگه نیست←شمارهٔ ۲۶ای آنکه ز علم تو برون هستی نیست←شمارهٔ ۳۰ای سجده‌گه اهل وفا ابرویت←شمارهٔ ۳۸چندت بطریق ناصوابست بسیچ←شمارهٔ ۳۹عشق من دلسوخته و حسن تو شوخ←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth