شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارفصیحی هروی
فصیحی هروی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۲۱هرچند که در باغ تو بی‌برگ و برم←شمارهٔ ۱۲۲در دیده ز اشک نوبهاری دارم←شمارهٔ ۱۲۳کو دست که دامن حضوری گیرم←شمارهٔ ۱۲۴تا کی ز تو وعده ارمغانی گیرم←شمارهٔ ۱۲۵رفتم که ز زلفت خردی وام کنم←شمارهٔ ۱۲۶آنم که به غم مصاحب دیرینم←شمارهٔ ۱۲۷خوش آن که در آن حریم می‌بود رهم←شمارهٔ ۱۲۸چون باغ شکفته از گیاهی نشوم←شمارهٔ ۱۲۹ما نقش هوس ز لوح هستی شستیم←شمارهٔ ۱۳۰یک چند درین رسته پریشان گشتیم←شمارهٔ ۱۳۱چون غنچه ازین باغ شتابان رفتیم←شمارهٔ ۱۳۲با دوست به گل گشت گلستان رفتیم←شمارهٔ ۱۳۳ترک غم آن نگار دلجو کردیم←شمارهٔ ۱۳۴یک چند گل گلشن مقصود شدیم←شمارهٔ ۱۳۵امشب که ز باغ حسن صد گل چیدیم←شمارهٔ ۱۳۶در کار تو آه آتشینی داریم←شمارهٔ ۱۳۷برخیز که از ناله سپاهی بکشیم←شمارهٔ ۱۳۸کو خم که ز نعل واژگون جام کنیم←شمارهٔ ۱۳۹بازآکه چو لب به ناله عادت نکنیم←شمارهٔ ۱۴۰ز آن پیش که در قصر عدم خانه کنیم←شمارهٔ ۱۴۱بحریم درین راه همه تن پاییم←شمارهٔ ۱۴۲ماییم که جان در گرو صهباییم←شمارهٔ ۱۴۳چشم شوخت ز رحم نشنید سخن←شمارهٔ ۱۴۴آن قوم که هست در بلا مسکنشان←شمارهٔ ۱۴۵زین بیش می فریب در جام مکن←شمارهٔ ۱۴۶از بس که به رسم دل بی‌حاصل من←شمارهٔ ۱۴۷ای واله طور جلوه نور ببین←شمارهٔ ۱۴۸آن شوخ که ماه راست زو نور جبین←شمارهٔ ۱۴۹عمری بودم چون شب غم نامه سیاه←شمارهٔ ۱۵۰ماییم و دل شکسته از خود رسته←شمارهٔ ۱۵۱دستش گل داغ از جگر ما چیده←شمارهٔ ۱۵۲دستی که همیشه بود در گردن تو←شمارهٔ ۱۵۳بنشین و به طوف قفس از دام برو←شمارهٔ ۱۵۴موسی باش و شکفته از طور مشو←شمارهٔ ۱۵۵دلاکی گشت از سرم موی زدای←شمارهٔ ۱۵۶ای از گل اشک گشته مژگان آرای←شمارهٔ ۱۵۷ای غم ز دلم چه شد زمانی بدر آی←شمارهٔ ۱۵۸ای غم ز دلم اگر توانی بدر آی←شمارهٔ ۱۵۹از عهد شکستن چو هوس نشکیبی←شمارهٔ ۱۶۰ای عشق به تازه مرحمتها کردی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth