شعر را زندگی کن
میرداماد

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۶۱گفتی شودت ز وصلم اقبال بلند←شمارهٔ ۱۶۲گر ابر نمی ز چشم من بردارد←شمارهٔ ۱۶۳مه پیش رخت به عذرخواهی آید←شمارهٔ ۱۶۴نتوان ز غم تودل به تدبیر برید←شمارهٔ ۱۶۵وقت آمده کاین جان و تنم پاک رود←شمارهٔ ۱۶۶هجران تو چون وصال جاوید شود←شمارهٔ ۱۶۷هرچند طریق خدمت ما بد بود←شمارهٔ ۱۶۸یا در چمن قدس وطن باید کرد←شمارهٔ ۱۶۹یکچند به کنج خلوتم جا دادند←شمارهٔ ۱۷۰یادم چو از آن عزم سفر می آید←شمارهٔ ۱۷۱جز یاد تو در سینه ما یاد مباد←شمارهٔ ۱۷۲آنکس که به یادت دل شیدا دارد←شمارهٔ ۱۷۳آن باده که آفتاب جام است بیار←شمارهٔ ۱۷۴از سور غم عشق توای ماه اگر←شمارهٔ ۱۷۵از شرم رخت چهره نهان دارد مهر←شمارهٔ ۱۷۶از عمر به تنگم چو خلافت ز . . .←شمارهٔ ۱۷۷افتاد دلم درتک و پوئی دیگر←شمارهٔ ۱۷۸ای خدمت تو ز زندگانی خوشتر←شمارهٔ ۱۷۹ای درد تو جان عاشقان را افسر←شمارهٔ ۱۸۰ای دوست بیا و دل آواره ببر←شمارهٔ ۱۸۱ای مایه آرایش دکان هنر←شمارهٔ ۱۸۲ای مایه زیب زندگانی چو هنر←شمارهٔ ۱۸۳با عشق نشین دگر تو ای دل زنهار←شمارهٔ ۱۸۴در ساغر دل خون ز شراب اولیتر←شمارهٔ ۱۸۵آن جوهری جان که مرا عمر دراز←شمارهٔ ۱۸۶چون خواست مرا دور جهان شعبده باز←شمارهٔ ۱۸۷دل سیر نگردد از غم دوست چو آز←شمارهٔ ۱۸۸یاد شب وصل آن مه مهر افروز←شمارهٔ ۱۸۹بیروی تو آرام ندارم هرگز←شمارهٔ ۱۹۰ای سینه به آتش غم عشق بساز←شمارهٔ ۱۹۱ای دل به فراق یار بگداز و بسوز←شمارهٔ ۱۹۲در وصف تو خلق دو جهان از آغاز←شمارهٔ ۱۹۳ای داغ غم تو بر جبین‌ها که مپرس←شمارهٔ ۱۹۴ای ریخته خون‌ها به زمین‌ها که مپرس←شمارهٔ ۱۹۵خواهم شود این زمانه را در نفیس←شمارهٔ ۱۹۶سوز غم عشق تو به دل ما را بس←شمارهٔ ۱۹۷آن نامه که درد ماش چون در درگوش←شمارهٔ ۱۹۸ای از تو سرای دل پر افغان و خروش←شمارهٔ ۱۹۹چون گرد بلا خاست ز میدان وداع←شمارهٔ ۲۰۰ای در ولایت ترا کعبه صدف←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth