شعر را زندگی کن
→ صفی علیشاهصفی علیشاه
صفی علیشاه

بحرالحقایق

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۴۸۱ - نورالانوارچه باشد نورالانوار این هویداست←بخش ۴۸۲ - حرف الواومراد از واو باشد وجه مطلق←بخش ۴۸۳ - الواحدیهشنو باز از نشان واحدیت←بخش ۴۸۴ - الوارداتشنو از واردات ار مرد راهی←بخش ۴۸۵ - الواقعهشنو از واقعه باز از دم غیب←بخش ۴۸۶ - واسطه الفیض و المددشنو از واسطه فیض و مدد باز←بخش ۴۸۷ - الوتربود وترت اشارت باز بر ذات←بخش ۴۸۸ - الوجودز معنای وجود آرم سند را←بخش ۴۸۹ - وجهالاعنایهدو وجهی کز عنایت بی‌شکوک است←بخش ۴۹۰ - وجها الاطلاق والتقییدشنو باز از دو وجه قید و اطلاق←بخش ۴۹۱ - وجه‌الحقزوجه‌الحق اگر پرسی که آن چیست←بخش ۴۹۲ - وجهه جمیع العابدینجمیع عابدین را چیست وجهت←بخش ۴۹۳ - ذکر القلببهر وصفی که باشد زنده هر شیئ←بخش ۴۹۴ - ورود الفکر علی‌القلببود فکر تو از وجهی عبارت←بخش ۴۹۵ - الورقاءز ورقا نفس کلی گشت ملحوظ←بخش ۴۹۶ - وراء‌اللبسوراءاللبس عین حق تعالی است←بخش ۴۹۷ - الوصف الذی للحقز وصفی باز بشنو کوست للحق←بخش ۴۹۸ - الوصف الذی للخلقدگر وصفی که للخلق است خود آن←بخش ۴۹۹ - الوصلتووصل آنوحدتی دان کو حقیقی است←بخش ۵۰۰ - وصل‌الفصلز وصل الفصل بشنو گر برانی←بخش ۵۰۱ - وصل‌الوصلز وصل‌الوصل گویم با تو حالی←بخش ۵۰۲ - الوفاء بالعهدوفا بالعهد آن باشد که عاشق←بخش ۵۰۳ - الوفاء بحفظ عهد التصرفوفا بر حفظ آن عهد تصرف←بخش ۵۰۴ - الوقتشنو از وقت گر خود ره نوردی←بخش ۵۰۵ - الوقفیهبود وقفیتت دور از تکلف←بخش ۵۰۶ - الوقوف الصادقوقوف صادقت آنست و لایق←بخش ۵۰۷ - الولیمهیا بهر تحقیق ولی باش←بخش ۵۰۸ - الولایهپس از ذکر ولی اندر ولایت←بخش ۵۰۹ - الولایه الصغریعبارت باشد از صغری با کمال←بخش ۵۱۰ - الولایه الکبریعبارت آن بسیرت گر ثباتست←بخش ۵۱۱ - الولایه العلیاکنم بر عارفی چالاک و بینا←بخش ۵۱۲ - حرف الهاءعبارت هاء ز ذات شاه جود است←بخش ۵۱۳ - الهوبود هو اعتبار از ذات حضرت←بخش ۵۱۴ - الهباهبا آنرتبه‌ئی باشد که عنقا←بخش ۵۱۵ - همه‌الافاقه و همه‌الانفه و همهه الغالیهز همتها یکی باشد افاقت←بخش ۵۱۶ - الهوا و الهواجسهوا میل است سوی مقتضیات←بخش ۵۱۷ - الهواجمهوا جم واردات ناگهانیست←بخش ۵۱۸ - الهیولیهیولی باشد آن شیئ که صورت←بخش ۵۱۹ - حرف الیاء یاقوته الحمراءدگر یاقوته الحمرا کدام است←بخش ۵۲۰ - الیدانیدان دو اسم را دان بالتقابل←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth