شعر را زندگی کن
→ خیامخیام
خیام

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

رباعی شمارهٔ ۴۱گویند کسان بهشت با حور خوش است←رباعی شمارهٔ ۴۲گویند مرا که‌ دوزخی باشد مست‌←رباعی شمارهٔ ۴۳من هیچ ندانم که مرا آن‌که سرشت←رباعی شمارهٔ ۴۴مهتاب به نور دامن شب بشکافت←رباعی شمارهٔ ۴۵می‌خوردن و شادبودن، آیینِ من است←رباعی شمارهٔ ۴۶می لعل مذاب است و صراحی کان است←رباعی شمارهٔ ۴۷می نوش که عمر جاودانی این است←رباعی شمارهٔ ۴۸نیکی و بدی که در نهاد بشر است←رباعی شمارهٔ ۴۹در هر دشتی که لاله‌زاری بوده‌ست←رباعی شمارهٔ ۵۰هر ذره که در خاک زمینی بوده‌ست←رباعی شمارهٔ ۵۱هر سبزه که بر کنار جویی رسته‌ست←رباعی شمارهٔ ۵۲یک جرعهٔ می ز ملک کاووس به است←رباعی شمارهٔ ۵۳چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ←رباعی شمارهٔ ۵۴آنان که محیط فضل و آداب شدند←رباعی شمارهٔ ۵۵آن را که به صحرای علل تاخته‌اند←رباعی شمارهٔ ۵۶آن‌ها که کهن شدند و این‌ها که نُوَند←رباعی شمارهٔ ۵۷آن‌کس که زمین و چرخ و افلاک نهاد←رباعی شمارهٔ ۵۸آرند یکی و دیگری بربایند←رباعی شمارهٔ ۵۹اَجْرام که ساکنانِ این ایوان‌اند←رباعی شمارهٔ ۶۰از آمدنم نبود گردون را سود←رباعی شمارهٔ ۶۱از رنج کشیدن آدمی حر گردد←رباعی شمارهٔ ۶۲افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد←رباعی شمارهٔ ۶۳افسوس که نامهٔ جوانی طی شد←رباعی شمارهٔ ۶۴ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود←رباعی شمارهٔ ۶۵این عقل که در ره سعادت پوید←رباعی شمارهٔ ۶۶این قافلهٔ عمر عجب می‌گذرد←رباعی شمارهٔ ۶۷بر پشت من از زمانه تو می‌آید←رباعی شمارهٔ ۶۸بر چرخ فلک هیچ کسی چیر نشد←رباعی شمارهٔ ۶۹بر چشم تو عالم ارچه می‌آرایند←رباعی شمارهٔ ۷۰بر من قلم قضا چو بی من رانند←رباعی شمارهٔ ۷۱تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد؟←رباعی شمارهٔ ۷۲تا راهِ قلندری نپویی نشود←رباعی شمارهٔ ۷۳تا زُهْره و مَه در آسمان گشت پدید←رباعی شمارهٔ ۷۴چون روزی و عمر بیش و کم نتوان کرد←رباعی شمارهٔ ۷۵حیی که به قدرت سر و رو می‌سازد←رباعی شمارهٔ ۷۶در دهر چو آواز گل تازه دهند←رباعی شمارهٔ ۷۷در دهر هر آن‌که نیم‌نانی دارد←رباعی شمارهٔ ۷۸دهقان قضا بسی چو ما کشت و درود←رباعی شمارهٔ ۷۹روزی‌ست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد←رباعی شمارهٔ ۸۰زآن پیش که بر سرت شبیخون آرند←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth