→ غنی کشمیریغنی کشمیری
غنی کشمیری
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۱می پرد از اشتیاق ِ سیل ای معمار ما←شمارهٔ ۸۲بر سر غیرت چو دید آن ابروی خونریز را←شمارهٔ ۸۳در دلدار وا کردم رقیبم شد دچار آنجا←شمارهٔ ۸۴خمار صاف از درد بهر تو کرد می را←شمارهٔ ۸۵زور می تا هست کی افتاده می باشیم ما←شمارهٔ ۸۶تابوت مردهٔ دوش هشیار کرد ما را←شمارهٔ ۸۷هست زهرآب فنا صهبای ما←شمارهٔ ۸۸نرنجی گر ز طبعم در شکایت جسته معنی ها←شمارهٔ ۸۹کند گر خودنما چون مه سواد صفحهٔ روشن←شمارهٔ ۹۰خویش را با که بسنجیم غنی در سبکی←شمارهٔ ۹۱خویش را با که بسنجیم غنی در سبکی←شمارهٔ ۹۲بس که بی زلف بتان دست زدم بر زانو←شمارهٔ ۹۳حسن جمال ذاتی ات دشمن زیب عارضی←شمارهٔ ۹۴صیاد ما چو ترکش پر تیر می کند←شمارهٔ ۹۵شمع فانوس نیم لیک ز بی سامانی←شمارهٔ ۹۶از ره وارستگی پیوسته همچون گرد باد←شمارهٔ ۹۷پیرو ما شو که همچون خامه در راه سخن←شمارهٔ ۹۸صاحب سخن نجنبد از بهر قوت از جا←شمارهٔ ۹۹نیست باری در جهان سنگین تر از بار وجود←شمارهٔ ۱۰۰شب فراق تو ای آفتاب عالمتاب←شمارهٔ ۱۰۱پیریم، نیست چهرهٔ زرباف باب ما←شمارهٔ ۱۰۲چون شکست دست و پایم مرهمی دیگر نداشت←شمارهٔ ۱۰۳زنهار چشم خود را بر دست کس ندوزی←شمارهٔ ۱۰۴به میل سرمه ماند پیش آن مه شمع کافوری←شمارهٔ ۱۰۵مگذار از قلمرو تقدیر پا برون←شمارهٔ ۱۰۶وضع ملایم بود تیغ زبان را سپر←شمارهٔ ۱۰۷تا دم از همسری زلف تو زد←شمارهٔ ۱۰۸شده چشم سگان کوی جانان چار از شوقش←شمارهٔ ۱۰۹با سیه بختان بتان را التفاتی دیگر است←شمارهٔ ۱۱۰اشعار آبدارم تا شد محیط عالم←شمارهٔ ۱۱۱بستر عشق است اینجا مرد می بازد جگر←شمارهٔ ۱۱۲شود آسوده گر یکجا کند دیوانه پا قائم←شمارهٔ ۱۱۳پروانه گو بمیر ز غیرت که شمع را←شمارهٔ ۱۱۴امشب نفسی زمزمهٔ داشت مغنی←شمارهٔ ۱۱۵تا توانی عاشق معشوق هر جایی مشو←شمارهٔ ۱۱۶گرد کین شد دوستان را سد راه التفات←شمارهٔ ۱۱۷در موسم بهار چو نرگس ز شوق می←شمارهٔ ۱۱۸صورت معشوق هر جا جلوه گر گردد خوشست←شمارهٔ ۱۱۹کلبه ام را طاقت بار گران بام نیست←شمارهٔ ۱۲۰مرگ گوارا شود موی چو گردد سفید←