→ دیوان اشعارمجذوب تبریزی
مجذوب تبریزی
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱عالم تن و روح لا اله الا هوست←شمارهٔ ۲مجذوب دگر مجوش از راز محیط←شمارهٔ ۳از مرتبه نبی شرف دارد حُسن←شمارهٔ ۴دست تو چهها که با در خیبر کرد←شمارهٔ ۵بر خاک نظر کرد که زر میسازم←شمارهٔ ۶تا واهمه را ز دل نکردیم به در←شمارهٔ ۷زنهار که رخ نتابی از درویشان←شمارهٔ ۸تو غافل از آنی که تو را آنی هست←شمارهٔ ۹دین آر به دست از پی دینار مرو←شمارهٔ ۱۰مجذوب شناخت کار هر بیهده نیست←شمارهٔ ۱۱زآن می نخورد زاهد پاکیزهخصال←شمارهٔ ۱۲درگاه تو یا علی شهان را کافیست←شمارهٔ ۱۳روزی دو سه دست و پا گشایند تو را←شمارهٔ ۱۴روزی که ز بیم جمله را دل خونست←شمارهٔ ۱۵از آهن و نقره و طلا بیکم و کاست←شمارهٔ ۱۶گاه از نفس سینه سوزان پیداست←شمارهٔ ۱۷مجذوب قناعتی که یزدان به تو داد←شمارهٔ ۱۸آنم که نهفته های و هویی دارم←شمارهٔ ۱۹امروز که ویرانهٔ این عالم خُرد←شمارهٔ ۲۰تا دیدهام از غم تو گریان نشود←شمارهٔ ۲۱مقصود فلک طوف زمین تو بود←شمارهٔ ۲۲مجذوب ز فکر بیش دلم سوختهایم←شمارهٔ ۲۳آن گل مگر از پرده برون میآید←شمارهٔ ۲۴چون بیتو نگاهم به سیاهی پوید←شمارهٔ ۲۵مجذوب به عشق و عشق نازد به جنون←شمارهٔ ۲۶ای کعبهروی که گرم راهی چون پیک←شمارهٔ ۲۷مجذوب غنیمت است دریات دمی←شمارهٔ ۲۸دنیا که تو را به مکر بیتاب نمود←شمارهٔ ۲۹خواهی که همیشه باشدت نعمت و ناز←شمارهٔ ۳۰در کوچکیش بدیدم از دست شدم←شمارهٔ ۳۱دنیا نه همین ز طفل بیمار پر است←شمارهٔ ۳۲کنجی بنشین و گریه تنها میکن←شمارهٔ ۳۳دائم نبود رنگ تو سرخ از می تو←شمارهٔ ۳۴تا چند دلت بیخبر از مرگ بود←شمارهٔ ۳۵روزی که رسی به پرسش این دلریش←شمارهٔ ۳۶دنیا گر باغ و گر قفس بود گذشت←شمارهٔ ۳۷در وقت زیارت نبی این دو ادا←شمارهٔ ۳۸از من نه هزار پند یک پند شنو←شمارهٔ ۳۹از شاخ هنر بری توانی خوردن←شمارهٔ ۴۰دنیا که تو را دو روزه دارد دلخوش←
۱ از ۲صفحهٔ بعد ←