→ نورس دماوندینورس دماوندی
نورس دماوندی
متفرقات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱زموی آن میان بستم کمر افکار عالی را←شمارهٔ ۲دلی که نشاه ی لعل تو آرزو دارد←شمارهٔ ۳من که بر بزم دامن افشاندم←شمارهٔ ۴یادم نهان نکرده و پیدا نیامده←شمارهٔ ۵خرد جنس جور و جفا می فروشد←شمارهٔ ۶در هند خط زمایه ی سودا گذاشته ام←شمارهٔ ۷دامن از سیر ریاض خلد چیدن مشکل است←شمارهٔ ۸شعر ناخواندن مرا بر هرزه نالان مدعاست←شمارهٔ ۹چون چراغ صبحگاهی غره ی دولت مباش←شمارهٔ ۱۰چنین که شمع صفت خویش را گداخته ای←شمارهٔ ۱۱مرا تا در خیال آن گل عذار است←شمارهٔ ۱۲پرده بردارد اگر از چهره ی روشن در آب←شمارهٔ ۱۳سبزه ی خط بر بناگوشش بهار دیگر است←شمارهٔ ۱۴ساقی که صبوح پیشه ی توست←شمارهٔ ۱۵دل را ز ناز چشم تواز دست داده ام←شمارهٔ ۱۶شب زداغ هجر دست از کار و کار از دست رفت←شمارهٔ ۱۷این سیه بختان که دل در زلف و کاکل بسته اند←شمارهٔ ۱۸عشق اگر سررشته بخشد سبحه و زنار چیست←شمارهٔ ۱۹اگر چه شمسه ی ایوان دین نبی و ولی است←شمارهٔ ۲۰ز ابروی در نقاب تو صبحم چو شام شد←شمارهٔ ۲۱اشکم چو ز مهر جهان تاب آمد←شمارهٔ ۲۲به غیر خود طرفی در سخن ندارم من←شمارهٔ ۲۳چو بر موی میان آن زلف عنبر یار می بندد←شمارهٔ ۲۴ای که فیض نوبهارت خاک را قارون کند←شمارهٔ ۲۵هر غنچه ندانم لب خندان که باشد←شمارهٔ ۲۶چون گل هزار زخم ز موج نفس مرا است←شمارهٔ ۲۷جناغ مرغ دلم چون شکست چشم سیاهش←شمارهٔ ۲۸زمهر شاه ولایت به من ولایت شاه←شمارهٔ ۲۹از شوق وصال آن بر و دوش←شمارهٔ ۳۰صلحی است که خورشید نماید به شب تار←شمارهٔ ۳۱یار از دست نگارین مژه ام را تر کرد←شمارهٔ ۳۲ز خاموشی سخن رو تازه گردد←شمارهٔ ۳۳حلقه ی زلف است رهزن تر ز طوق غبغبش←شمارهٔ ۳۴مرا است طرفه نگاری ز حور دلجو تر←شمارهٔ ۳۵به طرف باغ ملوکانه مجلسی است مهیا←شمارهٔ ۳۶نظر بود به نظر باز خوش نگاهان را←شمارهٔ ۳۷نورس که خام غم به دل ناتوان شکست←شمارهٔ ۳۸بد را بد خویشتن بگیرد←شمارهٔ ۳۹بی دردی ات ای طبیب تا کی تا کی←شمارهٔ ۴۰دست شاه اندازیم را چون تهی دستی گرفت←
۱ از ۲صفحهٔ بعد ←