→ عمادی شهریاریعمادی شهریاری
عمادی شهریاری
قطعات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱به خدایی که از میان دو حرف←شمارهٔ ۲در حضرت جاه اوست گردون←شمارهٔ ۳به چوب رو چه زنی بندهای که در پیشت←شمارهٔ ۴به خدایی که بر درخت سخن←شمارهٔ ۵زحمت من ز حد حصر گذشت←شمارهٔ ۶بنمای دل کز آتش عشقت کباب نیست←شمارهٔ ۷دفع شب ضلالت و بیداد را جهان←شمارهٔ ۸دل وصالش به شکیبایی یافت←شمارهٔ ۹ای خاص و عام عالم ادرار خوار جودت←شمارهٔ ۱۰به خدایی که ملکش از تعظیم←شمارهٔ ۱۱گر این سرگشته زیر و زبر فیروزه گون طارم←شمارهٔ ۱۲طایر میمون عالم را که نامش بخت توست←شمارهٔ ۱۳در موقفی که شیردلان در فراق تیر←شمارهٔ ۱۴ای دوست چنانی که تو را یار توان بود←شمارهٔ ۱۵نیک باشد که بنده از در شاه←شمارهٔ ۱۶سبحان خالقی که بیاراست از دو حرف←شمارهٔ ۱۷شب تاریک و من زاندیشه تو←شمارهٔ ۱۸صافی میی که تیره می اندر شعاع او←شمارهٔ ۱۹صدرا ز آفت فلک دون گریخته است←شمارهٔ ۲۰پدرش گر به نانش دست برد←شمارهٔ ۲۱ای بر بساط شعبده ملکپروری←شمارهٔ ۲۲یک زبان دارم و صد شکر تو در یک محفل←شمارهٔ ۲۳هر که را مال هست و عقلش نیست←شمارهٔ ۲۴در بهشتیم با رخت میخواه←شمارهٔ ۲۵شاها سعادت ابدی سوی من شتافت←شمارهٔ ۲۶محیط کفا ابر سروران به هر موضع←شمارهٔ ۲۷ای کرده مرا ز بس ترحم←شمارهٔ ۲۸شد تازه ز ابر کسوت شاخ←شمارهٔ ۲۹سخت میآید مرا بر دل که چون هر سست رای←شمارهٔ ۳۰پار در عید بخششم کردی←شمارهٔ ۳۱ابرنوال بحرکف مهرمحل مهشرف←شمارهٔ ۳۲صدرا ز تو آن دیدهام از لطف و کرم کآن←شمارهٔ ۳۳منم که مدح تو کرده است رتبتم عالی←شمارهٔ ۳۴چون هست روشنت که در این تیره خاکدان←شمارهٔ ۳۵بگرید غم چو خوش خندد پیاله←شمارهٔ ۳۶به خدایی که آفرین کرده است←شمارهٔ ۳۷مرا هرگز آن صدر عالیجناب←شمارهٔ ۳۸آب اندیشه تو میشوید←شمارهٔ ۳۹خداوندا ز حال خود که نیکو باد حال تو←شمارهٔ ۴۰منم آن که تا بوسه دادم رکابت←