شعر را زندگی کن
→ شاهنامهفردوسی
فردوسی

جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۱ - اندر ستایش سلطان محمودز یزدان بر آن شاه باد آفرین←بخش ۲ - نشستن کیخسرو بر تخت پیل و زدن مهره، فراخوان مهتران و آرایش سپاه برای جنگ افراسیابچو شد کار پیران ویسه به سر←بخش ۳ - خبر شکست و مرگ خویشان: شیون افراسیاب، سوگند کین و آراستن سپاه بر جیحونسپهدار توران از آن سوی جاج←بخش ۴ - لشکرکشی کیخسرو به رویارویی افراسیاب، خندق و دو روز خاموشی، و گفت‌وگوی پشنگ و شیده در شیوهٔ نبردچو آگاه شد شهریار جهان←بخش ۵ - پیام آشتی افراسیاب به دست شیده، پند سپاه و پافشاری کیخسرو بر کین سیاوشبدو گفت شاه ای سرفراز مرد←بخش ۶ - پاسخ کیخسرو به شیده: پیشنهاد نبرد تن‌به‌تن، هراس افراسیاب از خواب و اصرار پسر بر جنگبفرمود تا قارن نیک‌خواه←بخش ۷ - نبرد دور از سپاه کیخسرو و شیده، کشتن شیده و سوگ افراسیابچو روشن شد آن چادر لاژورد←بخش ۸ - چیرگی قارن بر جهن، نیایش کیخسرو و گریز شبانگاهی افراسیابچو خورشید برزد سر از برج گاو←بخش ۹ - گریز شبانهٔ افراسیاب از جیحون، نیایش کیخسرو و دخمهٔ کشتگان ایرانچو نیمی ز تیره شب اندر گذشت←بخش ۱۰ - نامهٔ سه رزم به کاووس، گریز افراسیاب به گنگ و رسیدن کیخسرو به گلزریونبفرمود تا پیش او شد دبیر←بخش ۱۱ - نبرد کیخسرو و افراسیاب: دعای شاه و باد سخت، گریز به بهشت گنگ و نامه به فغفور چینوز آن سوی گنگ اندر افراسیاب←بخش ۱۲ - رسیدن کیخسرو به گنگ‌دژ، گردش بر حصار و آرایش سپاه برای ویرانی بارهٔ افراسیابدو هفته بر این گونه شادان بزیست←بخش ۱۳ - آمدن جهن از دژ و گزاردن پیام افراسیاب به کیخسرو: پشیمانی از خون سیاوش، پیشنهاد آشتی و تهدید جنگدگر روز چون خور برآمد ز راغ←بخش ۱۴ - پاسخ کیخسرو به پیام افراسیاب: رد چاپلوسی، یادآوری کشتن سیاوش و پیمان شمشیر تا رستخیزچو از جهن پیغام بشنید شاه←بخش ۱۵ - فتح گنگ‌دژ و گریز نهانی افراسیاب، زاری زنان توران و بخشایش کیخسرویکی تاج دادش زبرجد نگار←بخش ۱۶ - نامهٔ فتح گلزریون و گنگ، هم‌پیمانی افراسیاب با فغفور چین و آرایش دو سپاهدبیر نویسنده را پیش خواند←بخش ۱۷ - پیشنهاد نبرد تن‌به‌تن افراسیاب، رد خسرو به رای رستم و کمین شبیخونوز آن پس برآمد ز لشکر خروش←بخش ۱۸ - شکست شبیخون افراسیاب، پوزش فغفور و گریختن شاه توران از آب زره به گنگ‌دژبه ره کنده پیش و پس اندر سپاه←بخش ۱۹ - نامهٔ گشودن دژ افراسیاب نزد کاووس، نیایش شاه، بند گرسیوز و خلعت گیوبفرمود تا پیش او شد دبیر←بخش ۲۰ - نامه به کیخسرو در گنگ، پذیرایی خاقان و فغفور، و سرپیچی شاه مکرانوز آن پس بیامد خرامان دبیر←بخش ۲۱ - پیروزی کیخسرو بر شاه مکران، خاکسپاری او، گذر از دریا و زاری بر بارهٔ سیاوشفرستادهٔ شاه چون بازگشت←بخش ۲۲ - گریختن شبانهٔ افراسیاب از گنگ، سوگ سیاوش و بازگشت کیخسرو از چین به سوی ایرانپس آگاهی آمد به افراسیاب←بخش ۲۳ - بازگشت کیخسرو از بلخ، دیدار با کاووس و نیایش دو شاه در آذرگشسببه جیحون گذر کرد بر سوی بلخ←بخش ۲۴ - پناه افراسیاب به هنگ، بستن او به دست هوم، بخشایش کمند و گریز به دریااز آن پس چنان بد که افراسیاب←بخش ۲۵ - گریختن افراسیاب به دریای چیچست، نالهٔ گرسیوز و گرفتن دوبارهٔ او به دست هومچنان بد که گودرز کشوادگان←بخش ۲۶ - کشتن افراسیاب و گرسیوز به دست کیخسرو، نیایش در آذرگشسب و داد و دهش بر جهانبیامد جهاندار با تیغ تیز←بخش ۲۷ - نیایش و وداع کاووس، به خاک سپردن او و تاجگذاری کیخسروچو با ایمنی گشت کاووس جفت←بخش ۲۸ - اندیشهٔ کیخسرو پس از شصت سال شاهی، بستن بارگاه و نیایش از بیم گسستن فرّهبر این گونه تا سالیان گشت شصت←بخش ۲۹ - هفتهٔ پرستش کیخسرو، آمدن بر تخت و پاسخ به نگرانی پهلوانان، نیایش شبانه برای گذشتن از سپنجی‌سرایشب و روز یک هفته بر پای بود←بخش ۳۰ - یک هفته نهان شدن کیخسرو، آمدن زال و رستم و آرزوی ناگفتهٔ شاهچو یک هفته بگذشت ننمود روی←بخش ۳۱ - نیایش پنج‌هفته‌ای کیخسرو، خواب سروش و فرمان ترک جهان و نشستن بی‌تاج بر تختجهاندار شد پیش برتر خدای←بخش ۳۲ - رسیدن زال و رستم به بارگاه کیخسرو گوشه‌نشین، راست شدن پشت شاه و پند زال در گنج و نیایشسر هفته را زال و رستم به هم←بخش ۳۳ - پاسخ کیخسرو به دستان: ستایش رستم و بشارت سروش به ترک تاج و تختچو بشنید خسرو ز دستان سخن←بخش ۳۴ - پند زال به کیخسرو: نکوهش رای دیو و زنهار از رفتن فرّ و تخت شاهیغمی شد دل ایرانیان را ز شاه←بخش ۳۵ - پاسخ کیخسرو به زال: دفاع از نژاد و کین پدر، بیم دوزخ و عزم ترک تختچو کیخسرو آن گفت ایشان شنید←بخش ۳۶ - پوزش زال از شاه و آشتی، آراستن خرگاه و درفش کاویانی در هامونچو دستان شنید این سخن خیره شد←بخش ۳۷ - سخن کیخسرو بر تخت: ترک شاهی و جهان، بخشش گنج و کشور، و شادی یک‌هفتهٔ سپاهشهنشاه بر تخت زرین نشست←بخش ۳۸ - وصیت کیخسرو در آستانهٔ رفتن: سپردن گنج‌ها به گودرز و بخشش خواسته به یلان و بینوایانبه هشتم نشست از بر گاه شاه←بخش ۳۹ - فرارسیدن هنگام کیخسرو، زاری مهتران و سخن زال در کردارهای رستم و بی‌همتایی اوبه ایرانیان گفت هنگام من←بخش ۴۰ - عهد و منشور کیخسرو برای رستم، سپردن نیمروز و خلعت مهان همراه زالبفرمود تا رفت پیشش دبیر←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth