→ مختارنامهعطار
عطار
باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱زان روز که در صدر خودی بنشستم←شمارهٔ ۴۲اول همه نیستی است تا اول کار←شمارهٔ ۴۳عمری به فنا بر دلم آوردم دست←شمارهٔ ۴۴هیچم من و در گفت و شنید آمدهام←شمارهٔ ۴۵این بیخودیی که من در آن افتادم←شمارهٔ ۴۶ای دل! دیدی که هرچه دیدی هیچ است←شمارهٔ ۴۷ای بود تو پیوسته بنا بود آخر←
→ صفحهٔ قبل۲ از ۲