→ جوهرالذاتعطار
عطار
دفتر اول
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
بخش ۴۱ - حکایتمگر پیری ز پیران رسیده←بخش ۴۲ - در عین حقیقت بودن و از آن بی خبر شدن فرمایدهمه ملک جهان پیش تو هیچ است←بخش ۴۳ - در روی گردانیدن از شیطان و فرمان ناکردن او فرمایدهمه رسوائی عالم از او دان←بخش ۴۴ - در افعال شیطان و سخن گفتن ومکر او فرمایدحدیث خوش دمی شیطان نگوید←بخش ۴۵ - در یاد کردن آدم و ذرّیّۀ وی و بلا و مشقّت کشیدن از شیطان و شرف انسان فرمایدتوئی آدم از ذات حق نموده←بخش ۴۶ - در اسرار قربت شیطان فرمایدحقیقت بشنو از اسرار او تو←بخش ۴۷ - در سؤال کردن پیر از ابلیس در پاکی در لعنت و نافرمانی کردن فرمایدمگر ابلیس را دید آن سرافراز←بخش ۴۸ - در جواب دادن ابلیس در اعیان فرمایدجوابش داد کای پیر گزیده←بخش ۴۹ - و ایضاً در اسرار شیطان فرمایدمنت حیران و لعنت باز مانده←بخش ۵۰ - در معنی ان اللّه خلق ادم فی صورت الرّحمان فرمایدصفات و ذات با هم خلوتی ساخت←بخش ۵۱ - در اثبات ذات و دل گویدتو ذاتی در صفات آدم نموده←بخش ۵۲ - در صفت جان و اثبات توحید کل فرمایدچو آدم در بهشت جان نظر کرد←بخش ۵۳ - در صفت ره یافتن و می عشق خوردن و جانان دیدن به تحقیق گویددریغا ره نمیدانی چه گوئی←بخش ۵۴ - در معنی و هو معکم اینما کنتم و حقیقت کل فرمایدندا آمد درون جسم و جانش←بخش ۵۵ - در پیدا آوردن حوّا از پهلوی چپ آدم در نمودار سیر کل فرمایدز پهلوی چپ آدم عیان شد←بخش ۵۶ - در خطاب کردن با دل در اعیان کل و گذرکردن از تقلید فرمایددلا بگذر ز خود وندر فنا شو←بخش ۵۷ - در مباح شدن حوّا بر آدم و عقد و نکاح بستن ایشان بصد بار صلواة فرمایدخطاب آمد که آدم چندگوئی←بخش ۵۸ - درخواست کردن آدم از حضرت حق نشان خاتم النبّیین علیه السّلام راخطابی کرد آدم کای دل و جان←بخش ۵۹ - در دعا کردن آدم در حضرت حق مر فرزندان را و شفیع آوردن پیغامبر علیه السّلامچنین گفت ای خدای حی رحمان←بخش ۶۰ - بر پرگرفتن جبرئیل(ع)آدم علیه السّلام را و تقریر کردن جنّات عدنبهرجایی روان کز عشق میشد←بخش ۶۱ - در نمودار سرّ اعیان کل فرمایدنمود حق نه چیزی هست بازی←بخش ۶۲ - رفتن ابلیس به تلبیس در بهشت در دهان مار از جهت مکر کردن با آدم علیه افضل الصّلوات و اکمل التحیاتچو شد شیطان سوی جنّت ابا مار←بخش ۶۳ - در مناجات کردن شیطان با حق و یاری خواستن او در بیرون آوردن آدم (ع) از بهشتچنین دیدم من اندر لوح اسرار←بخش ۶۴ - در بلای عشق کشیدن و لقای دوست دیدن فرمایدبلای عشق قربت برکشیدم←بخش ۶۵ - در طلب دوست و اعیان کل و گنج حققی یافتن و اسرار امیرالمؤمنین علی کرّم اللّه وجهه در جاة گفتن فرمایدطلب کن گر بدیدی تو در اینجا←بخش ۶۶ - در پردههای اسرار نی فرمایدچه میگوئی همی گوید که بشتاب←بخش ۶۷ - در اسرارِ نفس مردم و نمود عشق بهر نوع فرمایدنفس با من همی گوید نهانی←بخش ۶۸ - سؤال کردن امیرالمؤمنین و امام المتّقین اسداللّه الغالب علی ابن ابی طالب علیه السّلام و جواب دادن نی در اسرارها فرمایدز من پرسید حیدر کیستی تو←بخش ۶۹ - در مکر کردن شیطان آدم را در خوردن گندم و ناپدید شدن شیطان و گندم خوردن حضرت آدم علیه السّلام و الصلاة فرمایداز آن تلبیس چون شیطان نهان شد←بخش ۷۰ - در عریانی و بی روئی آدم علیه السّلام گوید و ملامت کردن حضرت جبرئیل علیه السلام مر او را در خوردن گندم فرمایدبحالی جبرئیل آمد ز داور←بخش ۷۱ - در عتاب کردن حضرت آفریدگار عزّ شأنه با آدم در گندم خوردن و عاجز شدن آدم در گناه و مقرّ شدن و توبه کردن فرمایدندا آمد زحضرت ناگهانی←بخش ۷۲ - نداکردن حضرت آفریدگار عزّ شأنه با آدم علیه السّلام که چون عجز آوردی از عقوبت تو درگذشتم و امّا از بهشت بیرون روپس آنگه حق تعالی گفت آدم←بخش ۷۳ - در بیرون کردن جبرئیل علیه السلام حضرت آدم صفی را از بهشت ونصیحت کردن جبرئیل اورا فرمایدکنون جبریل بیرون بر تو آدم←بخش ۷۴ - در تجلی جلال و ناپدید شدن اشیاء فرمایدجلال من فنای جاودانیست←بخش ۷۵ - دروحدت صرف و یکتائی ذات و صفات فرمایدمنم اللّه ودرعین کمالم←بخش ۷۶ - در سؤال کردن کسی از منصور حلّاج در سرّ دوستی حق تعالی و جواب گفتن او با تمام فرمایدیکی پرسید ازمنصور حلّاج←بخش ۷۷ - حکایتچنین گفتهست عبّادی یکی روز←بخش ۷۸ - در حق بینی و آداب بجای آوردن فرمایدهمه حق بینی اینجا در یقین باز←بخش ۷۹ - در تقریر کردن شیخ ابوسعید ابوالخیر در تمثیل به دریای معانی و گم شدن در وی مثال قطره فرمایدچنین گفت آن بزرگ پیر اعظم←بخش ۸۰ - در خطاب کردن با روح القدس و فضایل آن گفتن و عجز و مسکینی آوردن و تسلیم شدن در همه احوال فرمایدالا ای جوهر قدسّی یکتای←