شعر را زندگی کن
→ عطارعطار
عطار

پندنامه

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۴۱ - در بیان پنج چیز که آب روی از آن می‌‬افزایدمی‌فزاید آب روی از پنج چیز←بخش ۴۲ - نصایحشد دو خصلت مرد ابله را نشان←بخش ۴۳ - در بیان آن که از دو کس احتراز می‌‬باید کرداز دو کس پرهیز کن ای هوشیار←بخش ۴۴ - در بیان آنکه خواری آوردچند خصلت آورَد خواری به روی←بخش ۴۵ - در بیان شش چیز که بکار آیددر جهان شش چیز می‌آید بکار←بخش ۴۶ - در صفت پنج کس که پنج چیز از ایشان نیایدکس نیاید پنج چیز از پنج کس←بخش ۴۷ - در بیان اهل سعادتهر کرا سه کار عادت باشدش←بخش ۴۸ - در بیان رستگاریگر همی‌خواهی که باشی رستگار←بخش ۴۹ - در بیان چهار چیز که از کرامات حق استچار چیزست از کرامت‌های حق←بخش ۵۰ - در چار خصلت که ترک کردن می‌‬بایددرگذر از چار خصلت زینهار←بخش ۵۱ - در بیان بی‌وفایی جهاندر جهان دانی که گردد معتبر‌؟←بخش ۵۲ - در بیان معرفت اللهمعرفت حاصل کن ای جان پدر←بخش ۵۳ - در بیان ورعدر ورع ثابت قدم باش ای پسر←بخش ۵۴ - در بیان فواید خدمتتا توانی ای پسر خدمت گزین←بخش ۵۵ - در بیان تعظیم مهمانای برادر دار مهمان را عزیز←بخش ۵۶ - در بیان علامتهای احمقسه علامت دان که در احمق بود←بخش ۵۷ - در صفت علامتهای فاسقهست فاسق را سه خصلت در نهاد←بخش ۵۸ - در بیان علامات شقیهست ظاهر سه علامت در شقی←بخش ۵۹ - در بیان علامتهای بخیلسه علامت ظاهر آمد در بخیل←بخش ۶۰ - در بیان حاجت خواستنحاجت خود را مجوی از زشت روی←بخش ۶۱ - در بیان قناعتبا قناعت ساز دایم ای پسر←بخش ۶۲ - در بیان سخاوتدر سخا کوش ای برادر در سخا←بخش ۶۳ - در بیان چار خصلت که کارهای شیطان استچار خصلت فعلِ شیطانی بُوَد←بخش ۶۴ - در علامتهای سخت دلسخت دل را سه علامت یافتم←بخش ۶۵ - در بیان علامتهای منافقدور باش ای خواجه از اهل نفاق←بخش ۶۶ - در بیان علامتهای متقیسه علامت باشد اندر متقی←بخش ۶۷ - در علامتهای اهل جنتهر که‌را باشد سه خصلت در سرشت←بخش ۶۸ - در بیان صدقه دادنگر کنی خیری به دست خویش کن←بخش ۶۹ - در نصایحخوف و اندوه است قوتِ بندگان←بخش ۷۰ - در بیان صبرتا شوی در روزگار از صابران←بخش ۷۱ - در بیان تجرید و تفریدگر صفا می‌بایدت تجرید شو←بخش ۷۲ - در فواید صحبت صالحان و اجتناب اهل ظلمهمنشین صالحان باش ای پسر←بخش ۷۳ - در بیان آن کس که دوستی را نشایددوست گر باشد زیانکار ای پسر←بخش ۷۴ - در بیان رعایت یتیم و نصایح دیگربر سر بالین بیماران گذر←بخش ۷۵ - در بیان صلۀ رحم و زیارت خویشاوندانرو به پرسیدن بر خویشان خویش←بخش ۷۶ - در بیان فتوتچیست مردی ای پسر نیکو بدان←بخش ۷۷ - در بیان فقر و صحبت درویشانفقر می‌دانی چه باشد ای پسر←بخش ۷۸ - در بیان انتباه از غفلتاز خدای خویشتن غافل مباش←بخش ۷۹ - خاتمه الکتابهر که آرد این نصیحت‌ها بجای←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth